سيد محمد كمره اى

503

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

واسطه عرايض كوكب الدوله و حكم استيناف ، چهاردانگ و نيم از املاك كمره سردار [ حشمت ] را حكم توقيف نموده‌اند و ما تميز داده‌ايم و حالا سوارهاى بختيارىها مامور آنجا به واسطه رقابتى كه با سردار حشمت دارند تمام محصول شش‌دانگ را مىبرند و نفله مىنمايند . خوب است شما نصرت الدوله را ببينيد كه از بردن محصول جلوگيرى نمايد . بعد آقاى آقا ميرزا باقر خان و رضا قلى خان و سليمان خان و يك نفر نوكر آن‌ها از خواب بيدار و به اين حياط آمده ، بعد از خوردن چايى رفتند به اداره تحديد ترياك كه ببينند با ترياك‌هاى آن‌ها چه خواهند كرد و چه جرمى خواهند گرفت . ابلاغ شكايت آقا مرتضى پسنديده به وزارت داخله تلگرافات كمره هم كه ديشب به توسط من به وزارت داخله تظلم از شرارت ژاندارم‌ها نموده بودند به آقا ميرزا محمد على دادم كه به اقتدار الدوله رسانده بلكه كارى بنمايد كه ژاندارم‌ها تنبيه شوند ، اگرچه مىدانم اقتدار الدوله همين‌كه بفهمد مضروبين و مظلومين از اقوام من هستند و به توسط من تلگراف زده‌اند مساعدت نخواهد كرد . بعد آقايان رفتند من هم بيرون آمده رفتم برحسب استخاره به وزارت داخله كه بلكه اقتدار الدوله را با نصايح وادارم كه جلوگيرى از شرارت ژاندارم‌هاى كمره بنمايد . دوشنبه بود ، گفتند نمىآيد . به اداره بيان الدوله رفته تفصيل را گفتم . گفت همان‌قدر به اسم غير خودتان تظلم از حركات ژاندارم‌ها در يك عريضه بشود و بفرستيد تا من اقدام مفيد نمايم ، شايد به اسم شما كه باشد اقتدار مساعدت نكند . بعد خيلى صحبت متفرقه و از سوء اخلاق اقتدار كه مرتشى شده بيان نمود . خبر تيرباران ابو الفتح‌زاده و منشىزاده در راه مشهد بعد از آنجا بلند شده مقارن ظهر به اداره مرآت الممالك رفته خيلى صحبت نموديم . گفت از پسر ناظم فلان شنيدم كه نقل مىكرد تلگرافى از مغيث الدوله از راه خراسان رسيده كه ابو الفتح‌زاده و منشىزاده در راه فرار كردند و من به قانون حكم نظامى به آن‌ها اخطار و تعاقب آن‌ها نمودم . آن‌ها نايستادند بعد ناچار آن‌ها را با گلوله زدم .