سيد محمد كمره اى

504

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

شايعه دار زدن سليمان ميرزا توسط انگليسىها نمىدانم واقعيت دارد يا حقيقت ، مثل اينكه شهرت داده‌اند كه انگليسىها سليمان ميرزا را به دار زده‌اند . بعد مقارن ظهر بلند شده به اتفاق هم آمديم . ايشان به خانه ، من هم به خانه . ناهار آبگوشت خورديم . كوكب خانم هم مشغول رخت‌شويى بود . بعد خوابيدم . اوضاع استرآباد بعد از خواب و چايى و تحرير خواستم بروم بيرون . ضياء حضور ، رييس كابينه حكومتى استرآباد آمد و شرحى از دسته‌بندىهاى استرآباد و فساد اخلاق و اعمال شيخ محمد باقر استرآبادى و ابو الفتح خان رييس ژاندارمه آنجا و سعاد لشكر كه او را ترور نمودند و اوضاع آنجا بيان نمود . ساعت يك از شب رفته من هم به قصد خانه حاج ميرزا على خان كه تحقيق تلگراف تيرباران شدن ابو الفتح‌زاده و منشىزاده را بنمايم بيرون رفته ، درب خانه عين الممالك رسيده ، احوال‌پرسى نمايم . كم‌كم چون بسترى بود به چايى و صحبت مشغول شده تا ساعت سه و نيم از شب . بعد بلند شده به خانه آمده با بچه‌ها نان و پنير و انگور خورده ، كوكب خانم هم رفته بود . گفتند غلامرضا خان هم آمده بود اينجا . بعد خوابيديم . تأييد خبر تيرباران شدن ابو الفتح‌زاده و منشىزاده سه‌شنبه 3 ذيحجه . - صبح از خواب بيدار شده ديدم احمد نيست . سايرين را بيدار كه چايى درست نموده معلوم شد احمد سحر براى گرفتن نان رفته . بعد از چايى به خانه حاج ميرزا على خان براى تحقيق خبر تيرباران شدن ابو الفتح‌زاده و منشىزاده رفته گفت مطابق حكم محكمه غيبيه آنكه نظميه اين دو نفر را تسليم امنيه نموده دستور مجازات به آن‌ها داده شد . تا آنكه پريروز تلگراف مغيث الدوله پسر ناظم الدوله يعنى برادر موقر السلطنه از راه مشهد به دولت رسيد كه آن‌ها مىخواستند فرار نمايند ، موافق قانون آن‌ها را تيرباران نمودم . يك مشت خبر صدق بعد گفت راه قزوين عبور و مرور مسافر ممنوع و هرمسافر برود در بين راه