سيد محمد كمره اى

502

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

انگليسىها هم با دولتيان حاليه مساعد . بعد غلامرضا خان نظميه رشت را در بازار ديده ، قدرى صحبت . دو مرتبه آمده بود من نبودم . حمله ژاندارم‌ها به آقا مرتضى پسنديده و توقيف او در كمره بعد به خانه آمده . آقا ميرزا باقر خان ، رضا قلى خان ، ميرزا على خان ، آقا ميرزا عباسقلى خان ، سليمان خان و يكنفر ديگر آدم آن‌ها به خانه آمده بود چايى مىخوردند . نشسته قدرى صحبت گرفتارى ترياك خودشان را مىكردند . در بين گفتند دو تلگراف به جهت شما آوردند ؛ باز كرده خواندم از آقا مرتضى « 1 » و آقا ميرزا عبد الحسين « 2 » كمره‌اى كه با كسبه مىآمدند به عراق ، تظلم از ژاندارمه آنجا به دولت بنمايند ، ژاندارم‌هاى آنجا آمده‌اند توى راه ، آن‌ها را گرفته زده و سر آن‌ها را هم شكسته و توقيفشان نموده‌اند . بعد شام چلو و مسماى بادمجان و آبگوشت ، انگور ، نان و پنير خورده ، بعد آقايان به آن حياط براى خواب و آقا ميرزا عباسقلى خانه خودشان رفته ، همه خوابيديم . كوكب خانم ديروز عصر آمد به خانه . او را هم فرستاديم كه نان‌گير بياورد ، ساعت سه از شب بىنان آمد . توقيف املاك سردار حشمت در كمره دوشنبه 2 ذيحجه . - صبح از خواب بيدار شده مدتى هم معطل تا آنكه حاج ميرزا على خان را از آن حياط بيدار نمودم و آقايان ديگر خواب بودند . ايشان گفتند براى آقا ميرزا باقر خان گرفتارى ديگر پيدا شده كه سه من تبريز ، ترياك باند رول شده براى يكى از تجار طهران فرستاده بود كه او را هم پستخانه به اداره طهران تحديد فرستاده و در آنجا كه باز شده آن هم باندرول‌هايش نظير همان باندرول‌هاى ترياك‌هايى كه همراه خودشان بود به نظر اداره آمده ، حال مشغول رسيدگى به آن ترياك‌ها هستند كه آنچه به نظرشان معيوب مىآيد سوا نمايند . بعد آقا ميرزا محمد على فرنقى تشريف آورده ، محرمانه اظهار داشتند كه به

--> ( 1 ) . آيت الله سيد مرتضى پسنديده برادر امام خمينى . ( 2 ) . آقا ميرزا عبد الحسين احمدى ، دايى امام خمينى .