سيد محمد كمره اى

494

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

ماليه كاشان به شرط وكالت جليل الملك بعد مذاكراتى شد كه به سردار جنگ نوشته شود كه در خصوص ماليه كاشان به آن شخص كه شما مايل بوديد داده مىشود به شرط آنكه آن شخص قول بدهد كه براى وكالت جليل الملك كار بكند . بعد من گله از نجات نمودم كه چرا با من ضديت مىكنيد . گفتند ما به خيال آنكه شما مايل به محاكمات هستيد . يك روز رفتم به اداره [ روزنامه ] ايران . ديدم يك صفحه مستوفى الممالك را كاريكاتور كشيده‌اند و اطرافش اسب‌ها و توله‌ها و تازىها و زن‌هاى لخت . ملك اظهار نمود كه اين شخص مىخواهد ايران را با اين دماغ اداره و آسوده و راحت نمايد . ؟ عماقريب اين شخص با رفقايش دست به دامن وثوق الدوله مىشوند كه داخل كار شوند . صبر كنيد وقتى نزديك كه وثوق الدوله وجههء ملى پيدا نمود معلوم خواهد شد كه سايرين هيچ لايق امرى نيستند و نبوده‌اند . عثمانىها و تشكيليون بعد بيرون آمده تا درب نقاره‌خانه باهم . آقاى خلخالى به اداره ، من هم عمو حسين را ديده ، گفت نزد شيخ ابراهيم زنجانى بودم . گفت عثمانىها با زنجانىها و انگليسىها مىجنگند و خيلى كار بر مردم زنجان از هرجهت سخت شده و عثمانىها ، دمكرات‌ها و كميته تبريز را دستگير نموده‌اند و اگر اينجا بيايند هم مسلكان ما را خواهند گرفت . گفتم آنجا كه گرفتند هم مسلكان شما را گرفتند . در اينجا هم ، هم مسلكان شما را خواهند گرفت نه هم مسلكان ما را . گفت مگر ملك الشعراء از هم مسلكان شما نيست ؟ گفتم خير . اميرنظام در حبس انگليسىها بعد سوار واگون شده به منزل سردار جنگ رفته ، سيد متولىباشى و ملك الشعراء و مشكوة الدوله و چند نفر ديگر بود [ ند ] . مذاكره شد كه در همدان چند هزار خروار گندم از اميرنظام ، انگليسىها سابق خريده بودند و حالا اميرنظام را در همدان حبس كرده‌اند كه جنس‌ها را چرا فورا تحويل نمىدهى ؟ چون اميرنظام به واسطه گران شدن جنس قدرى تعلل و استنكاف كرده بود . ملك الشعراء هم خيلى تمجيد از موليتر كه رشوه نمىگيرد و نان بهتر از اين خواهد شد بيان نمود .