سيد محمد كمره اى

489

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

الوزراء خواهد بود . شايد سرعت در قتل حسين لله به واسطه آن بود كه من دو هفته قبل ناچارا به اصرار و اظهار بعضى كه براى معاش اطفال و عيالات محبوسين كارى بكنم رفتم كه اين بيچاره‌ها را به قدرى از بارهاى غصه و انبارهاى خوف و وحشت براى عيالات آن‌ها آقاى وثوق الدوله تهيه نموده كه سال‌هاى دراز هرقدر بخورند تمامى ندارد نروم ، مىگويند : اعتنا نكرد و دوست و آشناى دروغى بود . بروم مىترسم يك قوز بالاى قوز فراهم بياورم . جهت فراوانى نان امروز بعد آقاى معاون السلطنه مقارن ناهار رفت . براى من شورباى ساده پخته بودند و مابقى را گوجه‌فرنگى زده بودند . احمد هم به جهت اسماعيل آش با كوفته رب انار زده را برداشت و به مريضخانه برد . من هم قدرى آش ساده با كوفته خورده ، بىمزه به نظرم آمد يك قاشق از آش گوجه‌فرنگى خورده ، ديدم عجب لذيذ است . قدرى دو آش را مخلوط خوردم . در اين بين سرم درد گرفت و تب مختصرى آمد . نفهميدم از آش گوجه بود يا از آتش حرص و غصه . خوابيدم . اما چه خوابى ؟ بلند شده چايى خورده . و نيز آقاى معاون السلطنه اظهار كرد كه تشكيليون گفتند كه آن شب ما دعوت مجمع را نموديم كه معلوم شود كانديد كمره‌اى كه آقا ميرزا طاهر باشد او هم بر ضد كمره‌اى است . بعد از خواب بلند شده چايى خورده دو به غروب بيرون آمده . امروز دكان نانوايىها نان فراوان بود به دو نكته ؛ يكى آنكه در اين چندروزه از شدت تنگى نان ، خاصه ديشب هيجانى در مردم پيدا شده بود كه علنا زن‌ها و مردم فحش به وثوق الدوله و انگليسىها مىدادند . براى تفرقه و انصراف مردم از هيجان و بلوا . دويم آنكه كميسيونى مركب از ميرزا رضاى گركانى و تدين و دكتر حسن خان و نجات و ميرزا سيد عبد الله خان و ميرزا عبد الله خان و چند نفر ديگر از براى ارزاق تشكيل و تعليمات لازمه به چند نفر داده شده بود كه رأى بدهند اختيار نان و اداره كردن آن به دست موليتر بشود ، به قسمى كه تدين گفته بود علنا با فرياد ، كه ما ايرانىها همه دزد ، طماع ، رشوه‌خوار [ هستيم ] و هيچ‌كار را نمىتوانيم اداره نماييم . بايد به دست خارجه اداره امور ما بشود و موليتر بلجيكى خوب از عهده برمىآيد .