سيد محمد كمره اى
481
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
صحبت اعدامهاى ديگر بعد مقوم با او مانده و من با ميرزا زين العابدين صحبتكنان بهطرف سرچشمه رفتيم . در بين ميرزا زين العابدين گفت شنيدم اجزاء كه بايد وقت دار زدن حاضر باشند فردا آنها را خبر كردهاند . پرسيدم كه فهميدى چه شخصى را به دار مىزنند ؟ گفت نفهميدم . خيلى متوحش شدم كه مبادا باز مظلومى آزاديخواه را به دار زنند . بعد ميرزا زين العابدين به خانهاش . من هم يك از شب به خانه مشير اكرم . آنجا نبود . به منزل معتمد الدوله كه صبح به منزل من آمده بود و من نبودم براى اينكه ببينم شايد كارى به من داشته رفتم . مىخواست به دروازه قزوين بيايد ، تلگرافى هم به تكه امام به مباشر اغلان تپه زد كه جنس او را حمل به شهر نمايد و اظهار داشت كه قريب بيست ، سى خروار جنس مرا كه به شهر آورده بودم دولت فرستاد كه به نانواها داده از قرار خروارى سى و شش تومان . تلهء حكومتى براى معتمد الدوله ساعت دو و نيم از شب سوار درشكه شده رو به دروازه قزوين ، در بين صحبت اينكه شايد مرا به كمره بفرستند كه هم ملاحظه سفارشات سپهدار كه در حق من به وثوق الدوله كرده و اينكه مرا جلو [ ى ] چك امير مفخم و بختيارىها بيندازند تا عداوت خودشان را به لباس دوستى نموده باشند . بعد قرار شد فردا عصر تا دو به غروب اگر بتوانند تشريف بياورند منزل بنده ، قدرى صحبت نماييم . بعد ايشان رفته ، من هم از خيابان ارامنه به خانه . ساعت سه از شب ، شام قليه بادمجان خورده ، قدرى هم تب داشتم . بعد خوابيديم . ونيزلوس ايران چهارشنبه 27 ذيقعده . - صبح با مختصر تبى بعد از چايى برحسب وعده به منزل آقا مير سيد محمد طباطبايى همدانى رفته ، شمهاى از اقدامات به ذلت اعدامكن انگليسىها كه نقشه آنها را اولياى امور ونيزلوس ايران ، وثوق الدوله يونان مشغول طراحى است [ مورد صحبت واقع شد ] كه در آتيه همه ايرانى را از گرسنگى اسير مرگ ذليلانه و تمكين خصم اجنبى بىشرفانه خواهد نمود ، آنكه در شهر همدان گندم را هركس به شهر بياورد از قرار خروارى سى تومان و جو را