سيد محمد كمره اى

482

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

خروارى بيست و پنج تومان به قوه انگليسىها خريدارى مىنمايند و در خارج شهر فرستاده‌اند از قرار پنجاه و چهل تومان مىخرند . اين باعث شده كه هيچ ملّاكى جنس به شهر نياورد . خريدارهاى متفرقه هم كه براى قوت شخصى جنس بياورند و در خارج شهر چهل پنجاه تومان خريدارى نمايند در شهر از دست آن‌ها بيرون مىآورند . در طهران هم همين قسم ؛ از خارج آذرى از قرار چهل و پنج بالاتر گندم را مىخرد ولى در شهر گندم هركس بياورد به اسم اينكه مردم نان امروزه ندارند ، گندم او را سى و شش تومان مىخرند ، يا اگر شخص قوى باشد مىگويند گندم را بده و هرهفته بيا پنجاه من از گندم ديگران كه مىآورند خريدارى كن . حالا چهل پنجاه من به جهت يك هفته خودت قناعت كن . ملاك و محتكر كه ابدا جنس خود را به شهر نمىآورد كه به سى و شش تومان بفروشد و حال آنكه در خارج چهل پنجاه تومان از او مىخرند . من‌جمله قزوين كه در شهر اعلان كرده‌اند از قرار بيست تومان گندم را بيشتر دادوستد نكنند ، قسمى مىشود كه گندم‌ها در خارج شهرها به انبار طرفداران اجنبى جمع و در خود شهرها ابدا جنس نخواهد آمد . آن‌وقت چه حالى مردمان شهر خواهند داشت و قسمى نقشه ريخته شده كه تخم‌كارى هم براى سال آتيه نخواهد شد . سابقهء اختلافات امير ارفع و پدرش تلگرافى هم آقاى طباطبائى از همدان در اين خصوص كه شهر جنس به اين قيمت و در خارج به اين قيمت است داشتند . بعد مذاكره امير ارفع و قضيه جديد آنكه ، مرحوم اميرنظام به واسطه اينكه امير ارفع خودسر و ياغيگرى به پدر خود داشت و يك سال قبل از فوت پدرش رفت به همدان و قريب سه هزار تومان از دهات پدرش چپاول كرد ، اميرنظام هم به توسط دولت از طهران خطاب به ماژور محمد تقى خان كه پسرش را گرفته حبس نمايد . ماژور هم همين كار را كرد تا آنكه آقاى طباطبائى ضامن و از حبس خارجش نمود . اميرنظام كه رفت همدان ، فرمانفرما هم حاكم كرمانشاه شد ، در همدان ديد اميرنظام مشغول است كه همه اموالش را به دو پسر ديگرش صلح و امير ارفع را محروم نمايد . فرمانفرما به اصرار وادار كرد كه چند پارچه املاك قريب صد هزار تومان ملك هم به او بدهد . او هم قبول و يك ده كه گنبد نو باشد در جزو آن دهات كه