سيد محمد كمره اى
6
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
بدى از حدوث نفاق بين فرقه و لزوم تشكيلات در اين موقع انتخابات نموده ، سپس حاج ميرزا حسين و مؤيد از بدى نفاق و اينكه [ اين وضعيت ] از اغراض [ پيدا ] شده و مطلبى نيست و بايد رفع شود و اتحاد شود [ سخن گفتند ] . آقا شيخ حسن خان فورا شكوه و حرارتى نموده كه به من و دسته تشكيليون نسبتها داده ، با حرارت زياد بلند شد و قهر نموده رفت . بعد بنده توضيح از معاون خواسته [ كه ] خلاف چيست و دو دسته مختلف كيست تا بتوان صحبت نمود . حاج ميرزا حسين شرحى از اختلاف گفت كه اغراض باعث شده . بنده با كمال ملايمت تكذيب نموده [ گفتم ] شرح اختلاف كه « از عقيده است و اختلافنظر كه از عقيده باشد ، مطلوب است » نموده ، ميرزا سيد مصطفى خان هم باز همين مطالب را عنوان نمودند و بعضى ادله بر لزوم تشكيل ، كه ادله اساسى بوده ذكر نمود . بنده گفتم ادله نفيا و اثباتا بايد موضوع لزوم و عدم لزوم [ ايجاد تشكيلات ] امروزه ذكر شود ، نه ادله محاسن فرقه دمكرات و تشكيلات آنها . بنده كه اعتدالى نيستم . بالاخره در آخر مجلس قرار شد كه شب ديگر جمعى اضافه شود [ تا ] مطلب حل شود ، اما نگذاشتند بنده ادله عدم صحت تشكيلات را بر صاحبخانه مدلل نمايم ، فقط قصد اين هيئت آن بود كه اختلاف را راجع به اختلافات شخصى جلوه دهند و نگذارند من اثبات حقيقت و نفى آنها را بنمايم . يوم 8 رجب . - ناهار كه بنا بود با آقاى افجهاى و پرويز [ به ] منزل اعتماد الاسلام برويم چون من خبر به اعتماد نكرده بودم ، مانديم منزل و باهم تا عصر صحبت متفرقه و اعمال و اقوال تشكيليون و افترآت آنها بود . در ضمن هم كاغذ كميته ايالتى آذربايجان كه به من نوشته بود جواب او را مسود نموديم . ليله نهم . - عصر قدرى با آقا شيخ على اصغر در خيابان گردش و صحبت از عدم صحت تشكيلات ، باهم به منزل احياء السلطنه رفته ، بعد من به منزل امير حشمة « 1 » ، بعد خانه آقاى مشير اكرم ، صحبت از انتريك و افترآت كه براى معتمد الدوله مىشود ، شام و خواب « 2 » آنجا بودم .
--> ( 1 ) . حيدر قلى ميرزا ، معروف به امير حشمت ، فرزند عبد الله ميرزا حشمت الدوله ، شاهزاده قاجار ، وكيل كمره ( خمين ) در چند دوره مجلس شوراى ملى . ( 2 ) . اصل : خاب . از اين پس شكل صحيح كلمه استفاده خواهد شد .