سيد محمد كمره اى
7
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
تفصيل اعانهء حريقزادگان آمل يوم نهم رجب . - صبح به ديدن صارم السلطان به همراهى آقا اكبر آقاى تويسركانى رفتم . قدرى صحبت از مسافرت خودشان كه با مهاجرين بودند شده از آنجا آمده حبوب « 1 » حاج عباسقلى خان را به شيورين « 2 » . گفتم كه درست نموده ، حجره خلخالى آمده آقاى شيخ على بادكوبى [ بادكوبهاى ] و آقاى افجهاى و آقا حسين آقا و مستعان بوده ، آقا شيخ على تفصيل كميته و انتخابات آنها كه با تبعه روسى بوده نموده كه چه شارلاتانىها درآوردهاند . قدرى هم مستعان از بدى اختلافات بين دمكراتها بيان نمود . مطالب را كه به او حالى كرديم تصديق نمود . بعد به منزل آمده ، ناهار خورده ، بعد از چائى به منزل مرآت الممالك برحسب وعده رفتم . آقاى افجهاى و آقا حسين آقا زودتر از من رفته بودند . صحبت از كميسيون حريقزدهگان آمل شد كه دبير الملك و ذكاء الدوله و ظهير الملك و فهيم الدوله و انتظام السلطنه و سردار بهادر و من كه مرآت الممالك هستم ، آقاى مستوفى الممالك صورت نوشت كه ترتيب اعانه جمع نمودن را به وسيله گاردنپارتى و غيره فراهم آوريم ، چون دبير الملك ناخوش بود . عوض او را محتشم السلطنه عرض نمود كه بندهزاده مهدى چهطور است ؟ ناچار قبول نمود ، بناى طبع بليتهاى گاردنپارتى شد . در ضمن قرار شد كه كارت افتخارى ورود گاردنپارتى هم كه بىقيمت و به همت عالى دارندگان كارت محول بشود چهارصد عدد طبع بشود . بعد بنا شد كارتها تقسيم به ماها بشود كه با ورقه ستونكشىشده كه اسم گيرنده و مقدار اعانه به امضاءدهنده و ورقه مخصوص مرتب شود . بعد معلوم شد كه آقاى نصير السلطنه عوض چهارصد ، ششصد عدد كارت چاپ زده و به اسم خودش امضاء و به جهت مردم فرستاده ، بىترتيب و بىحساب . من سى و هفت كارت را شخصا به وزارت ماليه بردم و در ستون
--> ( 1 ) . قرصها ( 2 ) . نام يكى از دو داروخانه معروف تهران در آن روزگار كه توسط فردى فرانسوى اداره مىشد .