سيد محمد كمره اى
472
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
طلب خودم از اسد الله خان پسر صارم الدوله رفته بودم . نمىدانم چه كنم ؟ بروم مشهد ، حساب ، نگذشته مىماند . بمانم ، رفقا مىروند . تظلم از تعديات ژاندارمرى كمره بعد آدم حاج جلال لشكر آمد كه آقايان را بردارد و با ساير كمرهاىها بروند وزارت داخله براى تظلم از تعديات ژاندارمرى كمره و غيره . آقايان و مشهدى محمد رضا رفتند . بعد يمين الدوله آمد ، اظهار داشت كه مىخواهم فردا بروم گرمدره ، اگر آزاد شده ، آرد و گندمى كه خواسته بوديد بفرستم . آرد بيشتر از يك خروار قول نمىدهم ، بعد قرار شد يك خروار آرد ، پنج خروار گندم به قيمت عادله اگر شهر آزادى باشد و الا به قيمت ده به اضافه كرايه . بعد صحبت از خريد آسياب و مقدار دو خروار بذرافكن كه در جنب قريه گرم دره است نموده كه براى من بخرد . گفتم اگر خودتان مىخريد و نصف او را به من مىفروشيد با شما مشاعا وارد مىشوم ، و الا بالخصوص بايد فكر نمايم و بيايم آنجا را تماشا نمايم . بعد شش تومان از 26 تومان كه نزد من داشت گرفته ، بعد بلند شده حنا برداشته رفتم . در بين راه پسر آقا ميرزا عباسقلى خان آمد كه پدرم مخصوص خواهش كرده كه ناهار بياييد منزل . من هم قبول نموده رفتم حمام . يك و نيم به ظهر بيرون آمده خواستم بروم نظميه ، ديدم دير مىشود . برگشتم خانه و گفتم كه من مهمانم . پاسخ وزارت داخله به شكايت خمينىها بعد به خانه آقا ميرزا عباسقلى خان رفته ، آقا ميرزا محمد مهدى و آقا ميرزا زين العابدين هم از وزارت داخله و خانه پسر آقا سيد عبد الله كه رفته بودند آمدند . معلوم شد كه اقتدار الدوله گفته بود در باب نواقل خمين بايد ماليه حكم موقوفى بدهد . در خصوص تعديات ژاندارمرى كه حقوق آنها را از مردم مىگيرند ، كليتا به واسطه تأسيس ژاندارمرى جديد براى عموم ولايات ، ديگر حقوق آنها از اين راه نخواهد بود و خود دولت از بودجه مصوبه خواهد داد . بعد ناهار خورده ، عبارت از چلو ، اما چلويش خوب نبود و ليكن آبگوشت و خورشت قورمهسبزى ، بادمجان و برانى و خربزه و آبدوغ خيلى گوارا و عالى ترتيب ، خورده ، بناى خواب شد . من به واسطه اينكه نظميه بروم خداحافظى با