سيد محمد كمره اى

465

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

متفرق نشده بودند كه معلوم شود ديگر چه طريقى بالاتر از تضييق حاليه تهيه خواهد شد كه با پنبه به اصطلاح سر مردم را ببرند . جهت و كيفيت گرفتارى ماژور محمود خان به جهت پول رشيد السلطان بعد با اكبر آقا كه صحبت مىكرديم مذاكره ماژور محمود خان كه از اجزاى حبس نظميه بود و گرفتارش نموده بودند كه رشيد السلطان در حبس اول چند ماه پيش به‌توسط نظميه يك ملكى در ولايتش داشت او را به سه هزار تومان تلگراف نموده و به يك تاجرى فروخت . پول ملك را كه به طهران فرستادند ، نظميه در صندوق خودش گذاشت و قبض داد كه هروقت رشيد السلطان بيرون بيايد به او بدهند . چندى گذشت ، رشيد السلطان در محبس اظهار داشت كه به جهت اينكه معاش اهل خانه داشته باشم مىخواهم پولم را به جايى تنزيل بدهم . به ماژور محمود خان مذاكره نمود . ماژور قبول كرد كه ماهى بيست و پنج تومان پول فرع به او بدهد و سند به تمبر عدليه برساند و پول را از صندوق نظميه گرفت و صندوق هم سند اصل پول را كه حبس نزد او باشد و فقط فرعش را به رشيد السلطان بدهد گرفت . رشيد السلطان وقتى كه خواست از نظميه بيرون بيايد دو هزار تومان او را به جهت خودش و يك هزار تومان را به جهت سيد مرتضى كفيل داد . بعد سيد مرتضى يك جاى ديگر كفيل داد و هزار تومان او دست خود رشيد السلطان آمد . بعد كه گرفتار شد سه هزار تومان بنا شد فرعش باز به اختيار خودش باشد . صبح به دار رفتن ، فرستاد عيال و پدرزنش كه برادر كريم باشد [ را ] به نظميه آوردند و سند سه هزار تومان را به آن‌ها داد و سپرد كه بعد از اعدامم وجه را ماژور به آن‌ها بدهد . بعد از اعدام ، ماژور محمود خان را گرفتند كه تو با رشيد السلطان مساعدت مىكردى . چه ارتباط داشتى ؟ جانشين بلافصل محمد على شاه آخ‌آخ از آزادىطلبان كه چقدر تنگى و سختى به مردم روا مىدارند . آقاى وثوق الدوله آزادىطلب ! تو همان نبودى كه در زمان استبداد صغير محمد على ميرزا بعد از بمباردمان مجلس چه‌قدر داخل در خدمات جدى حقيقى براى استخلاص مملكت و ملت از تضييقات محمد على ميرزا بودى . آيا خودت گمان