سيد محمد كمره اى

432

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

بعد خوابيده ، بعد از خواب بلند شده چايى و قدرى تحرير ، بعد بيرون آمده ديدم يمين الملك مىآيد كه فردا تا ظهر ثبت اسناد و قباله را محرر ، حاج شيخ باقر تمام نخواهد كرد . از اين جهت مهمانى فردا را به پس‌فردا آمدم كه بگويم تبديل نماييد . پس‌فردا صبح مىروم و قباله را از حاج شيخ باقر مىگيرم و همان قبل از ظهر به محرر آقا على مىدهم . ناهار شما روز يكشنبه بياييد بعد از ناهار عصر مىرويم منزل آقا على و قباله تمام شده تسليم شما مىشود . بعد با يمين الملك سوار واگون شده ، ميدان توپخانه پياده ، او به سمتى ، من هم سوار واگون درب خانه مستشار الملك پياده ، پرسيدم ، گفتند هست . رفته به قدر ساعتى صحبت و ترجمه يك رمانى مىكرد و دو فصل او را برايم خواند . بد ترجمه نكرده ، خوشم آمد . بدبينى زمر بعد يك ساعت از شب رفته بلند شده خواستم بروم منزل همشيره ديدم وقت گذشته ، سوار واگون شده كحال‌زاده « 1 » را ديده احوال زمر « 2 » را پرسيدم گفت همه روزه [ نزد او ] مىروم و خوب نيست . اوضاع را بد مىبيند . گفتم از من سلامى برسانيد . تبادل كميته‌ها درب شمس العماره پياده شده خلخالى و نسيم ، آقا شيخ عبد العلى ، افجه‌اى ، آقا شيخ احمد ، پرويز و دو سه نفر ديگر آنجا بوده . به مجله گفتم خلف وعده كردى . گفت پس‌فردا را وعده كرده بودم نه فردا را . پس‌فردا هم افجه‌اى نبود ، خلخالى هم نتوانست بيايد . بعد خلخالى اظهار داشت كه خوب است فردا چهار به غروب مانده بياييد اول منزل من ، از آنجا با مجله و افجه‌اى تبادل افكار كرده ببينم بايد منزل صدرايى برويد يا خير . گفتم پريروز منزل دكتر حسن خان نرفتم و نجات امروز آمد منزل و بنده را موكدا براى خانه صدرايى فردا عصر وعده گرفته ،

--> ( 1 ) . ميرزا ابو القاسم كحال‌زاده منشى سفارت آلمان . ( 2 ) . زومر ، سركنسول سفارت آلمان در تهران .