سيد محمد كمره اى
433
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
معلوم نيست بروم . گفتند خيلى صحبتها است بايد باهم بكنيم . گفتم شما كه با آنها كاملا محشور هستيد . گفت بعضى مطالب است كه مرا ملزم نمود كه با آنها رفتوآمد داشته باشم . صحبتهاى آقا شيخ احمد از جنگل و از وثوق الدوله و غيره بعد بيرون آمده ديدم آقا شيخ احمد هم همراه من آمد و گفت قدرى صحبت با شما دارم . منجمله آنكه سردار منصور و سردار محيى خيلى مصر و مايل هستند كه بيايند رشت و از روى صميميت مشغول كار و خدمات به جنگلىها شوند . نمىدانم صلاح است يا خير ؟ اصرار دارند كه من زودتر بروم رشت و زمينه براى آمدن آنها تهيه نمايم . بعد تفصيل ملاقات خودش را كه پسپريشب چهارشنبه در حياط گلستان با وثوق الدوله ملاقات كرده بود گفت . عصر بعد از اينكه ملك الشعراء مدتى خلوت با وثوق كرده بود بعد باهم دو ساعتى خلوت نموديم . اظهار داشت بدون جهت جنگلىها را از من متنفر و دور كردهاند . من حاضرم كه با آنها مساعدت نمايم ؛ به اين قسم كه اجزاى دولتى رشت را مناسب با ميل آنها معين نمايم و من تابه حال ابدا اقدامى براى انگليسىها نكردهام و تاكنون تقاضايى از من نكردهاند . منجمله از شارلاتانها رفتهاند به زمر گفتهاند كه وثوق الدوله ترتيب معاهدات را با انگليسىها درست نموده و عماقريب تو و نزهت بيك را به چنگال انگليسىها گرفتار خواهد كرد . زمر هم خيلى نوشتجات داشته كه تمام آنها را سوزانيد و اين كارها و تفتينات ، عملهاى مستشار الدوله است كه دروغسازى و نمامّى را پيشه خود كرده . حال بايد فهميد كه وثوق الدوله راست مىگويد و با جنگلىها همراه است يا خير ؟ و از اين راه معلوم مىشود اشخاص را كه براى ادارات رشت معرفى مىكند مثل سردار كل و معتصم السلطنه نباشد كه خودشان راپورتنويس خصم مىشوند و اظهار يكجهتى با ما مىكنند . دربارهء قرارداد انگليسىها و جنگلىها مطلب ديگر آنكه صلح جنگلىها با انگليسىها در تحت موادى شده كه هيچكدام را ايران ننوشته ، منجمله حمل اسلحه در شهر و حدود جنگل ،