سيد محمد كمره اى

428

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

نمىدانم اين اولياى امور ، دشمن دانا يا دوست نادان هستند . عماقريب رشته امور عامه به اين ترتيب گسيخته خواهد شد يا مردم بىحس ، تمكين محض و يا اولياى بىمحبت و بىعلم ، ننگين و به خون رنگين خواهند بود . قسمى شده كه هركس هم به هزار زحمت شخصى بخواهد براى خود تهيه آذوقه نمايد از دستش گرفته مىشود . [ امور روزانه ] پنج‌شنبه چهاردهم ذيقعده « 1 » . - صبح بعد از چايى دو و نيم از دسته رفته ، ننه اسماعيل گفت مىخواهم بروم مريضخانه و از آنجا بروم خانه سادات ، و رفت . ترتيب اذن خواستن او كليتا از اين قرار است . بعد احمد را هم كه قبلا صبح براى نيم من نان براى ناهار به دست بياورد فرستاده بودم نيامده بود . يمين الملك هم با درشكه آمد كه برويم منزل حاج شيخ باقر مجتهد نجم‌آبادى براى مهر نمودن قباله جديد سه دنگ گرم‌دره به اضافه سه دنگ مزرعه ابراهيم و مزرعه حسين كه به سه هزار تومان ديشب در منزل آقاى شيخ مهدى نجم‌آبادى صيغه خوانده شده بود . از سه هزار تومان ، دو هزار و هفتاد تومان به ايشان به اين ترتيب رسيده بود . از بابت اصل معامله پيش كه به ايشان منتقل نموده بودم ، يك هزار و سيصد و چهار تومان بابت مال الاجاره نه ماه و نيم گذشته ، دويست و بيست و هشت تومان دستى هم در محضر آقاى آقا شيخ مهدى به ايشان دادم . پانصد تومان الباقى نهصد و بيست و هشت تومان نزد من طلب ايشان مانده بود كه بعد از اتمام قباله به مهر و سجل آقاى آقا باقر و آقاى آقا على نجم‌آبادى قباله را از ايشان بگيرم ، تتمه وجه را به ايشان بدهم . به اتفاق ايشان سوار شده منزل آقا شيخ باقر رفتيم . ايشان گفتند يا قباله بيع شرطى بايد باشد يا قطعى بدون وكالت و شرط التزام . بالاخره قرار شده ايشان اصل اين قباله قطعى را مهر و ثبت نمايند و وكالت و التزام خارج را مهر نفرمايند . ماها هم قبول كرديم . قباله سابق را كه به ايشان داديم كه از ثبت خارج فرمايند مهرهاى او را كشيدند ، قباله جديد را هم فرمودند تا فردا مطلع دارد كه ثبت شود . چهارصد تومان ديگر يمين الملك از من گرفت به جهت اينكه محتاج به پول بود و نوشته ديشب را كه بقيه پولش نهصد و بيست و هشت تومان است و بايد قباله را تمام نموده وجه را بگيرد در حاشيه

--> ( 1 ) . دفتر بيست و يكم . تاريخچه از چهاردهم ذيقعده تا بيست و سوم 1336 .