سيد محمد كمره اى

427

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

چشم‌بندى براى حفظ بىطرفى ايران اواسط خيابان آقاى عين الممالك و عضد الممالك و آقا ميرزا محمد على خان و متين الدوله مشغول قدم زدن در خيابان ، به واسطه نظافت ، آب‌پاشى و مهتاب و لطافت هوا بودند ، رسيده سلام نمودم ، حكايت ترميم كابينه را كه دبير الملك بيفتد و قوام الدوله وزير شود كه از آقا شيخ مهدى نجم‌آبادى شنيده بودم نقل نمودم و مقدمه اينكه ترتيب قسمى است كه ايران را داخل جنگ خواهند نمود . بعد متين الدوله اظهار نمود كه مارلينگ سفير چين شده و كوكس كه ژنرال قونسول بوشهر بود سفير انگليس در طهران شده و چهل كرور مذاكره است كه انگليس به دولت ايران قرض بدهد و يك قشون متحد الشكل چهل هزار نفرى در تحت صاحب‌منصبان امريكايى براى حفظ بىطرفى ايران و از قشون اجانب جلوگيرى شود دولت ايران ترتيب بدهد و قزاق و پليس جنوب منحل شود در كابينه مطرح است و كابينه مىگويد از صاحب‌منصبان سوئدى بايد باشد . واقعا « چشم باز و گوش باز و اين عما - حيرتم از چشم‌بدى خدا . » دولت انگليس پول مىدهد كه دولت ايران براى خود قشون متحد الشكل براى جلوگيرى از قشون اجانب ترتيب بدهد . آن‌وقت آقايان وزراء اظهار مىدارند كه بايد رياست تعليم با صاحب‌منصبان سوئدى باشد نه امريكايى ، چون امريكايىها داخل در جرگه متخاصم هستند . اولياى امور ؛ دشمن دانا يا دوست نادان ؟ ! بعد آقاى عين الممالك اظهار داشتند كه روز جمعه برحسب دعوت بايد منزل آقاى مرآت برويم . من دو و نيم به ظهر مانده مىآيم منزل شما كه باهم برويم . بعد من به خانه ايشان مراجعت ، ساعت سه خانه ، با احمد و بتول و ننه اسماعيل شام آبگوشت كلم بادنجان خورده ، احمد اظهار داشت كه امروز آذرى رئيس الرؤساى خبازخانه براى تضييق امر نان ، ژاندارمه و آژان و قزاق زيادى خبر كرده به ميدان امين السلطان فرستاد و حاج محمد ابراهيم رئيس خبازخانه را به سه‌پايه بسته ، بعد از تنبيه زيادى با توسرى به دار الحكومه بردند و اين ژاندارمه و قزاق كه خبر كرده بود براى اينكه مبادا خبازها شورش نمايند و اين باعث شد كه سركنگبين بيشتر بر صفرا بيفزايد و نان كمتر پخت نمودند .