سيد محمد كمره اى
425
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
شارلاتان و با حقيقت بيكار واقع مىشوند . بعد مشير اكرم به خانه معتضد الملك و معتمد الدوله به خانه خودش كه عصر بروند شميران . روايت عماد و قاضى از درگيرى داخل زندان من هم پياده به نظميه آمده اجازه ملاقات از رييس محبس گرفته ، عماد را ديده از شهرت اينكه با مستحفظين محبس نزاع محبوسين شده و خيلى بعيد از شماها بود . گفت ابدا مربوط به ماها نبود . چند نفر از مجاهدين كه با ما تناسب در حبس را ندارند در حياط ماها آورده بودند و چند مرتبه هم ما به اجزاى محبس اظهار كرده بوديم كه بودن ما با آنها و آنها با ما غيرمتناسب است . خوب است ماها را جدا نماييد . آنها هم بعضى حركات غير معقولانه مىكردند ، منجمله يك شب همديگر را تنه زده توى حوض انداختند و چند شب بعدش حركات اراذلانه و بناى فحاشى و مقدمه نزاع و كتككارى را با اجزاى محبس فراهم كرده ، كار به جايى رسيد كه كاسههاى آش را و هرچه دستشان مىآمد به كله مستحفظين زده ، جنگ مغلوبه شد . ماها هم نتوانستيم جلوگيرى نماييم . بعضى از اشرار غيرمتناسب با ما اين كار را نمودند . معلوم شد حسين فشنگچى و شجاع نظام ، برزو و غيره آنجا هستند و حدس زده مىشود كه آنها را با اينها در يكجا حبس كردهاند . براى وقوع همين حوادث و بدنامى آنها هم شايد باشد . رسيد پول وثوق الدوله بعد قاضى آمد . او [ هم ] همين مطالب عماد را گفت و گفت اين نظميه هم مثل نظميه سابق نيست و ماها نه ماه در اينجا حبس محترم بوديم و با ماها غير از خودمان كسى ديگر نبود . حالا ما را با آنها يكجا چرا آوردهاند ؟ هرچه به آنها گفتيم ، اجزاى محبس گفتند اگر شرارت كنند جلوگيرى خواهيم كرد . بعد پرسيدم كه پنجاه تومان به عيالات شماها رسيده ؟ گفتند بله . قبض رسيد را از خود آنها خواسته كه به اسم مخارج دهروزه عيالات كه آقاى وثوق الدوله داده بنويسند . عماد نوشته و ابو الفتحزاده و قاضى هم امضا ، بعد ساعت يك و نيم به غروب بيرون آمده به خانه آقا شيخ مهدى نجمآبادى رفته ، يمين الملك مدتى معطل من بود ، تا ساعت دو از شب . قباله سه دنگ قريه گرمدره را به