سيد محمد كمره اى

417

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

ريقو . قتل امين الملك را هم ميرزا على اصغر خان كه در ژاندارمرى به واسطه فرار گرفتار و تيربارانش نمودند كارى بود . سايرين بىعرضه هستند . در آن اوقات سپهسالار پيغام به من داد كه صمصام السلطنه چند شب قبل منزل سعد الدوله مهمان بود و آنجا مذاكره شد كه سه نفر بايد معين كرد و عدل الملك را ترور نمايند ، خودت را مواظب باش . بعد از جايى به من خبر رسيد كه سه نفر را خود سپهسالار از قزوين خواسته كه تو را ترور نمايند ، يكى قاسم نام . فرستادم آن‌ها را رد برداشته ، گاهى از طرف وزارت داخله كه مرا هيكلا بشناسند . تا آنگه گفتند روزها در كافه مىروند و شب‌ها در هتل منزل دارند . خودم يك روز از وزارت داخله بلند شده رفتم كافه و آن‌ها را شناخته ، بين آن‌ها نشسته ، به قاسم گفتم من شما را مىخواهم قدرى صحبت نمايم . گفت من با شما كارى ندارم . گفتم من با شما كار دارم . اما صحبت فقط است . به هرقسمى بود راضيش نمودم كه برويم در يكى از اطاق‌هايى كه آن هتل [ دارد ] ، قبول نمود . بلند شديم ، بالاخره رفيق شديم و بروز داد كه ما را سپهسالار خواسته . بعد ساعت دو با عدل الملك خداحافظى كرده به خانه آمده ، شام نان و قليه بادنجان با انگور و پنير خورده خوابيديم . بعد از نيم ساعتى آب مىآمد ، مشغول آبيارى با احمد . گاهى خواب ، گاهى مشغول آبيارى ، يك به اذان خوابيده ، عصر هم حاج جلال لشكر آمده بود خانه و گفته بود فردا صبح مىآيم . دمكرات‌هاى صالح و غيرصالح دوشنبه يازدهم ذيقعده . - صبح بعد از چايى به احمد گفتم برود منزل حاج جلال لشكر و عذر بخواهد . خودم هم به خانه خلخالى رفته ، مجله اسلامى آنجا بود . مشغول صحبت شده ، بناى كاركردن با افراد صالح را عنوان كردند كه كم‌كم جمع و به‌تدريج مشغول شويم . گفتم افراد صالح و غيرصالح نمىشناسم . بايد عموم افراد دمكرات قديم به اصطلاح 21 ماه قبل را هركس بود جمع نموده و از آن‌ها بدون تزريق و دسته‌بندى انتخاب كميته نموده ، بعد كميته اشخاص فاسد را اخراج نمايد . دمكرات‌هاى جديد را من به دمكراتى نمىشناسم . مجله گفت بايد افراد فاسد را داخل نكرد و از غير آن‌ها مشغول حوزه‌بندى و تشكيلات شد . خلخالى گفت بايد محرمانه و سرى كم‌كم افراد صالح را جمع