سيد محمد كمره اى

418

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

نمود ، به‌تدريج دو سه ماهى مثل پنج سال قبل كه كميته نقيب‌زاده و ميرزا على اكبر و آقا ميرزا حسين قزوينى و آقا سيد هاشم را به تدبير منحل نموديم ، اين‌ها را هم منحل نماييم . من گفتم فكر كنيد ، اگر اين قسمى كه من گفتم بهتر از همه شقوق شد و مشغول شديد من هم با اساس صحيح حاضرم و الا اطمينان اشخاص ، من به هيچ‌كس ندارم . فقط به اداره‌بندى با اساس مىتوانم اميدوار باشم . بعد آقا شيخ احمد آمده ، قدرى صحبت . بعد آقا ميرزا محسن نجم‌آبادى با يك نفر ديگر آمده ، من بلند شده ، مجله هم با من آمده ، قرار گذاشت فردا عصر سه به غروب مانده بيايد منزل بنده . توى راه آقا مرتضى نجم‌آبادى را كه به منزل خلخالى مىرفت احوال‌پرسى . بعد من به‌طرف پاى قاپق [ رفته ] چيز خريدنى نيافتم ، مراجعت به بازار . يك لوله لامپا و يك جين كبريت خريده با آقا ميرزا عباسقلى خان صحبت صلح جنگلىها را مىنموديم كه آيا راست يا دروغ است ؟ بعد بلند شده در بين راه معاون السلطنه را ديده ، دم درش ، اظهار كشيدن سيگارى نموده ، رفتم . آقاى عين الممالك و عضد الممالك و ميرزا محمد على خان بوده ، قدرى صحبت و يك سيگارى كشيده بلند شدم . افتراى معاون السلطنه به من آقاى عين الممالك هم آمد . در بين راه اظهار داشت كه شخصى نقل از معاون السلطنه كرد كه شنيدم او گفت كه كمره‌اى گفته من زمين كعبه را با مبال خانه خودم تفاوت نمىدهم ، اما چون عامه به آن طرف احترام مىكنند من هم قبول كرده‌ام ، شما همچه چيزى گفته‌ايد ؟ گفتم بيچاره متقلب معاون السلطنه ، اگر او همچه حرفى زده احمق نفهميده يا آدم جعالى است ، منتها اثر ندارد . من گفته‌ام اينكه من به‌طرف كعبه نماز مىخوانم ، محض اطاعت به خداست . خدا به هرطرف امر كند ؛ يا كليسا ، يا بيت المقدس ، يا مطبخ يا تالار يا هر جاى ديگر من فى حد ذاته زمين كعبه را با زمين مطبخ خانه خودم يا جاى ديگر از هرزمين تفاوتى نمىدهم . شرافتى كه دارد ذاتى نيست ، به جهت امر خداست به من ، و هم‌چنين در مطالب سياسى . مسأله زمين مجلس فى حد ذاته شرافتى با ساير زمين‌ها ندارد . اينكه مىبينى حالا اين‌قدر مقدس در انظار شده به واسطه انتخاب و توجه عموم است . حالا آن مكان را جاى