سيد محمد كمره اى

413

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

جمعيت مىخواهد ، شما چه صلاح مىدانيد ؟ من چندان مساعدت نكردم و گفتم احوال روحى آن‌ها را بايد فهميد . بعد ديدم امير مؤيد عنوان كرد كه ما بايد خودمان را نگاه بداريم و نگذاريم عوايد مملكت طبرستان ما صرف شهوات طهرانىها بشود . دواير در دست خودمان ، عوايد خودمان صرف قشون حافظ خودمان ، رؤسا از خودمان . چه جهت دارد با همه احتياجات ، مازندران پولش جاى ديگر برود . مگر دول متحده جمهورى چه ضرر دارد ؟ ما هم همان زمينه و ريشه را تعقيب مىكنيم . من ديدم كاملا اين‌ها و انجمن به اين خيال خام مضر ، آن هم براى چپاول مردم و تصرف ماليه و جمع اعانه . صورت بودجه‌اى هم مستعان نوشته به آن‌ها داده بود كه مخارج دواير دولتى طبرستان از چه ميزانى باشد و ليكن صورتا گاهى به اسم اينكه تجهيزاتى براى جنگل بكنيم و گاهى به اسم اينكه خودمان را حفظ نماييم . مخالفت امير مؤيد با ميتينگ ضد انگليسى بعد من با دمكرات‌هاى آنجا لزوم ميتينگ را بر عليه انگليسىها لازم ديديم و [ به امير مؤيد گفتيم ] تهيه آن را كاملا فراهم آوريد . ظهر آن روز كه عصر ميتينگ بايد داده شود امير مؤيد از انجمن آمد و گفت انجمن رأى را به ميتينگ نداده و شيخ على اكبر رييس انجمن گفته عصر مىآيم و جلو [ ى ] مردم را مىگيرم . من گفتم شماها چه عنوانى داريد كه به اسم عامه جمع شده حكم مىكنيد و مىگوييد منتخب شده‌ايم . شما را كى انتخاب كرده ؟ مجلس شورا يا انجمن بلدى يا حزب ؟ چه هستيد ؟ و هزار نفر مردم خارج و دمكرات‌ها اهل مازندران نيستيد ؟ شماها پانزده نفر همه كاره شديد . هركدام بياييد عصر در ميتينگ مردم شما را مفتضح مىكنند . عصر هم ميتينگ باشكوهى داده شد و امير مؤيد نتوانست جلوگيرى كند . بعد خودش ديد كار بدى كرده ، گفت مستعان ما را واداشت كه مانع شويم و به يك شخصى اول گفت كه او بيايد . او گفت ما قبول نكرديم بعد خودش شخصا اظهار و اصرار نمود . فرار مستعان از مازندران بعد ما دمكرات‌ها درصدد افتاديم مستعان را بيرون كنيم . امير مؤيد همراهى نكرد . رييس نظميه را ديديم . او گفت از كفيل حكومت كه سردار جليل يا قريب