سيد محمد كمره اى
395
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
پريشانى و كثرت قروض نتوانيم كمر راست نماييم . كمرهاى برود هيئت دولت را ديده بگويد رسيدگى ، استنطاق ، محاكمه هرچه هست فورى بشود و الا من تحمل به ذلت اعلام نمودن خود و عيالات را ندارم . حال پيغام ارداقى است كه تا چهارشنبه ما باز مىرويم نظميه جواب ببريم . دستخط ملايمت اثر من هم قبول نموده بيرون آمدم . فكر كردم طريق و وقت ملاقات را از مرآت الممالك كه مطلع از وضع دربار است پرسيده . رفتم منزل مرآت الممالك [ او را ] از خواب بيدار كرده ، چايى خورديم . بعد صحبت ماوقع را نموده ، گفت شنيدم رئيس الوزراء دستخط ملايمت و مماشات در حق محبوسين را نموده . از اين جهت نظميه سختى را تخفيف داده . بعد مرآت صلاح ندانست كه در اين دو سه روزه بروم ، مبادا صحبتى شود كه از تندى من ، سختى محبوسين افزوده شود . يكى ديگر آنكه در اين سه چهار روزه ، نظرات هيئت دولت معلوم مىشود كه نظرات بدى يا ملايمى به محبوسين دارند . بنده صلاحانديشى آقاى مرآت را رد نمودم كه عنوان تقاضاى من ابدا راجع به موضوع خيالات آنها هرچه باشد نيست . من مىخواهم به هيئت دولت عرض نمايم آنها مقصر ، خائن ، قاتل ، هرچه فرض مىكنيد بالاتر . مادامى كه آنها را نگاه داشتهايد بايد معاش آنها را بدهيد . چرا آنها را تاكنون اگر مقصرند مجازات نمىكنيد ؟ عيالات و اطفال آنها چه تقصيرى دارند ؟ من اتمام حجتى مىكنم و براى روزى شايد بهدرد بخورد . رسالهء يك كلمه مرآت الممالك هم اين قسم را تصويب . بعد قرار شد فردا سه به ظهر بروم اداره ايشان و به راهنمايى اجزاى ايشان اگر وثوق الدوله و نصرت الدوله پذيرفت خدمتشان برسم . بعد بيرون آمده يك من انگور خريده به خانه آمده ، ناهار نان و ماست و انگور خورده خوابيدم . بعد از خواب توى حوض رفته ، عمامه پيچيده ، چايى خورده كتاب يك كلمه مستشار الدوله مرحوم كه قومى با مستشار الدوله حاليه ندارد خوانده ، بهسمت خانه خلخالى كه وعده امروز را گرفته بود رفتم .