سيد محمد كمره اى
396
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
خلخالى با يك كدخداى حكيمآباد نشسته صحبت مىكردند . بعد كدخدا رفت . صحبت ما به ميان آمد . اظهار اينكه كمكم بين افجهاى و پرويز دارد سر تقسيم ارث حاج على پاره مىشود و هرچه من مىكنم علاجى ندارد و امروز افجهاى رفت به گلستان . بنده آنچه فهميدم اين است كه پرويز مىخواهد بين افجهاى و ساير ورثه را بههم بريزد و خودش با دو طرف بار خودش را بار كند و مبارزه نكند . افجهاى هم اين معنى را فهميده و به بيحالى خود را زده . ثروت مطبوعاتى مطلب ديگر آنكه امين الملك از دست ملك الشعراء كوك بود كه سر او شيره ماليده و اينكه ملك الشعراء درصدد است كه ماهى سى تومان براى ورثه آقا سيد حسين اردبيلى از كابينه وثوق الدوله بگذراند و مرحوم اردبيلى اثاثيه خانهاش هشت هزار تومان مىشده ، اما پول نقدش معلوم نشده كجاست و در اينكه پول هنگفتى داشته محل حرف نيست كه هفته قبل از فوتش گفته بود به خلخالى كه كتابهاى خطى نفيس هرجا و هرقدر كه قيمت داشته باشد براى من بخر ، پولش هرقدر باشد فورا مىدهم . و اردبيلى مىگفت كه سيد ضياء در آن چندماهه كه من اداره او بودم صد هزار تومان بلند كرد و من هرچه مىخواستم مىداد . مخبر همايون به خلخالى در وقتى كه در ماليه بودند در قضيه تمبر چاپى يك مطلبى پانصد تومان اردبيلى رشوه فرستاده بود و قبول نكرده بودند . بعد از محكوم شدن خود اردبيلى تنقيد از اعمال آنها مىكرد . مخبر همايون از آن مرحوم بد مىگفت كه خودش مساعد با خيانت مىشود ، وقتى كه ما مغلوب مىشويم تنقيد مىكند . بعد خلخالى گفت بايد كار بكنيم . گفتم من نمىتوانم با اين رفقا كار بنمايم ، خاصه با اين وضع حاليه و كابينه دمكرات ايجاد كن . بعد عصر بلند شده بازار و خيابان آمده ، آقا شيخ محمد تقى كمرهاى را ديده سفارش نمودم كه اسد الله خان پسر صارم الدوله را تحقيق نمايد كيست و كجا است تا كاغذ مشهدى محمد رضاى تاجر خمينى را به جهت او بفرستم . بعد در خيابان ، ناصر قلى خان كه سابقا نزد ركن السلطنه بود ديده ، معلوم شد در نظميه قزوين چهار سال است مشغول خدمت است . قرار شد بيايد خانه قدرى صحبت نماييم .