سيد محمد كمره اى
379
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
طرفدار سلب اسارت و الغاى معاهدات چهارشنبه بيست و نه شوال . - صبح بعد از چايى و گردش در باغچه ، آقا ميرزا صدر الدين آمده ، بعد آقا ميرزا حيدر على شيرازى . اولى صحبت از اقدام كابينه صمصام در الغاى امتيازات و تقديس اين اقدام و كابينه را نمود . من گفتم كابينه را تقديس نمىكنم و ليكن طرفدار سلب اسارت و الغاى معاهدات اساسا هستم و صمصام و مستشار الدوله و ممتاز الدوله و حكيم الملك و سردار محتشم را هم وطنخواه و فداكار نمىدانم . خوب است مردم كه مايل [ به ] تجمع هستند از شاه بخواهند كه هركس را رئيس الوزرا مىكند اين الغا را ابقا نمايد . بعد آقا ميرزا حيدر على صحبت گرفتارى خودش را در عمل كوكب الدوله اظهار نمود و استمدادى . قرار شد آقا ميرزا صدر الدين كه يك نفر آدم صحيحى پيدا نمايد كه كار به عهده ايشان واگذار شود . بعد از دو ساعتى آقايان رفته ، تا نزديك ظهر من هم گاهى مشغول باغچه و گاهى فكر كه « سرخار بيابان كه كند تيز ؟ » و اين برهبز را كه گند كرد به معبر ؟ ناهار هم كشك آب و برگ چغندر پخته و پنير و انگور داشتيم . ظهر مشغول خوردن خواستيم بشويم ، آقا شيخ محمد على و آقا باقر آقاى قزوينى به خيال آنكه امروز وعده آش رشته آنها است آمده ، پنجشنبه به چهارشنبه حمل نموده بودند ، خواستند برگردند گفتم به نان و اشكنه قناعت بكنيد و تشريف داشته باشيد . آنها هم قبول . احمد را فرستادم بازار دو نان دوآتشه گرفته به ناهار اشكنه با آقايان مشغول شده . بعد از ناهار چون به خانه سليم خان همسايه وعده كرده بودند رفته من هم گفتم اگر شد بعد از خواب مىآيم . بعد از خواب چايى خورده رفتم منزل سليم خان ، نبود . بعد به خانه آقاى وقار السلطنه رفته خدمتشان رسيدم . به قدرى دلتنگ از افترآت مردم شارلاتان بود كه حد نداشت . بيچاره آقا را بعد از مدتها بيكارى معاون حكومت رشت كردند و آقاى نير السلطان به صرف دو نفر متقلب كه ايشان را نسبت به طرفدارى از انگليسىها كه با قوام الملك چون رفيق است داده ، آقاى نير السلطان هم بهانه براى تاخير حكم و حقوق ايشان پيدا كرده عقب انداختند . وعدهء نجات محبوسين كميته مجازات بعد از دو ساعتى كه يك به غروب بود بيرون آمده به خانه عماد و ابو الفتحزاده