سيد محمد كمره اى

378

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

خودشان اين‌همه سرمايه و تمول دارند از گذشتن ماهى هزار تومان حقوق وزارتى نمىگذرند كه ماهى دويست تومان ، چهارصد تومان بگيرند و اين‌همه رشوه‌ها مىگيرند و به شارلاتان‌ها كه آن‌ها را طرفدار خود نگاه بدارند رشوه مىدهند و مدير و حاكم و ارتقاى مقام مىدهند . آن‌وقت فداكار مملكت خود را نمايش مىدهند ، نه اينكه اين آقايان كابينه صمصام بدند و وثوق الدوله و سپهسالار و نصرت الدوله و غيره خوبند ، نه ، آن‌ها هم دزدان و شيادان سياسى ، و اين‌ها هم دشمن ناموس ملت بدبخت و طماع ، لعنة الله عليهم اجمعين ، از كهين تا مهين . بعد از سبزه‌ميدان به خانه آمده ، ناهار مقارن ظهر آبگوشت با بچه‌ها خورديم آيزنه ننه اسماعيل آمد . او هم ناهار نخورده بود . ناهار خورده گفت فقط آمده بودم شما را ملاقات نمايم . يقين كردم دروغ مىگويد . كارى داشته به من نگفته . اگرچه ننه اسماعيل بعد از رفتن او گفت كه آمده بود پول مىخواست . بعد خوابيدم . بعد از خواب چايى خورده ، خاله‌خانم‌باجى ديگر ننه اسماعيل ، ربابه خانم آمد . مشورت‌هاى وثوق الدوله بعد ساعت دو و نيم بيرون آمده به‌طرف خانه عين الممالك رفته چون آقاى خلخالى از من وعده گرفته بود كه امروز عصر بروم و افجه‌اى هم باشد ، من به واسطه اينكه در منزل حاج ميرزا حسن شال‌فروش آقاى خلخالى وعده گرفته بودند و آقاى افجه‌اى به طريق اولى بايد باشد ديگر منزل خلخالى نرفتم و از جهت اينكه به منزل خلخالى وعده داده بودم عصر بروم ، منزل حاج ميرزا حسن شال‌فروش به دعوت طرفداران كابينه صمصام موفق به رفتن نشدم و به خانه آقاى عين الممالك رفته ، متين الدوله اظهار داشت كه به سلام و صلوات آقاى وثوق الدوله وارد دربار گلستان شد و با سيد ضياء خلوت نمود . ملك الشعراء هم آنجاها بود . بعد آقاى عين الممالك از اندرون بيرون آمده به اتفاق بيرون آمده به طرف منزل آقاى مرآت رفته از يك به غروب الى دو از شب آنجا نشسته صحبت مىكرديم كه اوضاع چه خواهد شد . بعد بيرون آمده ايشان به منزل ، من هم به خانه آمده ، شام نان ، برانى برگ چغندر و كشك و پنير خورده خوابيديم .