سيد محمد كمره اى
371
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
داشته خورديم . و صحبت عمل آقا ميرزا حيدر على شيرازى را با كوكب الدوله و عمل ليليان « 1 » و خمين وقفى و يك طسوج يوجان « 2 » و عمل امامقلى خان « 3 » را مذاكره نموديم . بعد ايشان رفته ، خوابيدم . نصف شب چون آب مىآمد احمد بلند شده بود آبيارى مىكرد . اغتشاش وضع ساوجبلاغ دوشنبه بيست و هفت شوال . - صبح بلند شده چايى خورده كمك احمد در آبيارى نموده ، دو از آفتاب آقا ميرزا اسماعيل تنكابنى آمده قدرى صحبت و باهم منزل اعتماد الاسلام كه تازه از ده و تسليت دخترش را گفته رفتيم . به قدر ساعتى نشسته صحبتهاى اغتشاش وضع ساوجبلاغ كه مردم را سه دسته مىچاپند يكى ظفر السلطان و اجزايش ، دويم منصور لشكر ياغى و اتباعش ، سيم ژاندارمهاى قزوين كه مأمور شدهاند آنها را بگيرند ، مردم و رعايا را غارت مىكنند و مىگويند شش ماه است حقوق نگرفتهايم . بعد با آقا ميرزا اسماعيل بلند شده درب منزل قرار شد روز پنجشنبه آش رشته به آقا ميرزا اسماعيل و آقا شيخ محمد على بدهيم . آقا شيخ محمد على را در بازار ديده قرار شد آقا باقر آقاى تاجر را هم به آش دعوت نمايد . بعد آقا ميرزا اسماعيل رفته ، من به قدر ساعتى در خانه بوده ، احمد به پختن نان ، من هم بيرون آمده . سختى امر نان اين ايام مجددا امر نان سخت و گندم از 27 تومان به چهل تومان رسيده . بعد بازار آمده آقا شيخ عبد الحسين ساعتساز و آقا شيخ احمد رشتى را ديده قدرى صحبت كابينه و اينكه شاه استعفا خواسته ، آنها نمىدهند شد . بعد به حجره انتيكهچى رفته به قدر ساعتى نشسته ، درددل خود را كه به همشيرهزادهام دختر خود را دادهام و پنج سال است همهگونه تحمل خسارت داماد را كه به فرنگ و رشت و غيره فرستادم و مخارج و تضررات نموده ، پسر ، آدم نيست و دختر به او
--> ( 1 ) . از روستاهاى شهرستان خمين ( 2 ) . از روستاهاى شهرستان خمين ( 3 ) . برادر همسر سابق سيد محمد كمرهاى