سيد محمد كمره اى
362
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
كدام مردم ؟ بعد مغرب به حجره خلخالى آمده آقا شيخ محمد بروجردى و آقا شيخ احمد رشتى و خلخالى و سه نفر ديگر آنجا بودند . تا ساعت يك و نيم از شب آنجا بوده ، قدرى تحقيق از حق و عدل مىفرمودند . عنوان ورود نجمآبادى را نمودند كه مردم ديدن مىكنند . اما كدام مردم ؟ چه عرض نمايم . حيرت در كار دولت بعد بلند شده ساعت دو و ربع به خانه وزيردفتر ، [ رفتم ] چون عين الممالك را مىخواستم ببينم و به واسطه روضه ، او را آنجا مىدانستم رفته ، قدرى نشسته كه معاون السلطنه مرا به بالا خواست . رفتم بالاخانه . كاغذى كه به شاه در رد كاغذ دمكراتها كه بر ضد كابينه صمصام نوشته بودند نوشته و به مهر رسانده بود . بعد قدرى صحبت الغاى امتيازات كه كابينه ديروز در جرايد نوشته بود كه من خيلى در فكر و حيرت بودم . گفت ديروز هم سفير انگليس قطع روابط با كابينه نمودند و شايد هم بروند . اگرچه كابينه گفته بود كه اگر انگليسىها سخت بگيرند ما كمكم عقب مىنشينيم و حالا عثمانىها هم كه به آذربايجان وارد شدهاند . بعد مرآت الممالك و بعد از پائين آقاى عين الممالك آمده ، چهار نفرى از اوضاع ، و معاون السلطنه از ميرزا باقر خان كه جزو دسته ملك الشعراء و طرفداران وثوق الدوله شده و جزو بيست و پنج تقاضا كه از شاه نمودهاند يكى رياست اداره بيوتات كه مرآت الان رئيس است با ميرزا باقر بشود . قدرى خنديديم و بعضى صحبتهاى متفرقه . ساعت سه و ربع بلند شده به خانه آمده شام آبگوشت و انگور خورده با بچهها خوابيديم . [ امور روزانه ] جمعه بيست و چهار شوال . - صبح بعد از چايى ميرزا حيدر على شيرازى آمده تفصيل سردار حشمت [ را گفت ] كه اگر خودش وارد كار و عرض و داد شود من مساعدت مىكنم و الا داخل و قبول معامله ميرزا حيدر على را از كوكب الدوله نخواهم كرد . بعد آقا ميرزا حيدر على عنوان نمود كه اگر كسى هزار تومان به من قرض دهد من خودم داخل كار خودم مىشوم و الا نمىتوانم بىپول كارى بكنم . بعد از ساعتى ايشان رفته ، بتول و ننه اسماعيل هم به حمام رفته ، احمد مشغول باركردن آبگوشت .