سيد محمد كمره اى
351
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
به خارجه را نمود . نظام السلطان هم حكم كرد او را به چوب بسته ، به قدرى كه از سفارت تبعيه پيغام آمد كه التزام را اگر ندهى از براى تو مساعدت نمىكنيم . و نيز احمد نقل كرد كه دختر آقا سيد علاء الدين امروز فوت كرده . همچنين فوت مرحوم ميرزا غفار خان طالقانى نظميه قم رحمة الله و فوت دختر اعتماد الاسلام . [ امور روزانه ] يكشنبه نوزدهم شوال . - صبح بلند شده ديدم احمد مشغول آبيارى و از ساعت هفت از شب به تدريج چهار باغچه را آب داده ، تتمه را هم تا سردسته . و مشغول چايى شده . يك از دسته بيرون . شهر نو به منزل اعتماد الاسلام رفته ، خودش پلنگآباد ساوجبلاغ سه روز قبل از فوت صبيهاش كه عيال آقا ميرزا موسى بود رفته . مرض مرحومه بعد از وضع حمل ، تب و حال سرسام تا چهار ساعت به آخر قى و اسهال . آقا سيد كمال الدين و آقا سيد جلال الدين و بعضى با دينهاى ديگر هم آنجا بودند . پسر مرحوم صدر العلما آمد . قدرى با آقايان شوخى نمودم . آقا سيد كمال اظهار داشت كه پنجاه تومان در كابينهء پيش ، مشاور الممالك شهريه براى آقا سيدهاى افجهاى از هيئت دولت گذراند . چند روز قبل صمصام بعد از اينكه يك ماه شهريه را هم افجهاى گرفته بود آن تصويبنامه را پاره و قطع حلقوم افجهاى و ديانت خود را كرده . آقا اظهار داشت شنيدهام پنجاه تومان در حق يكى از روساى احزاب طرفداران خودش برقرار كرده . بعد اظهار شد كه فردا عصر تا پسفردا صبح در مدرسه سپهسالار كهنه ختم صبيهء اعتماد منعقد است . چون حالا اعتماد اينجا نيست و ختم زنانه در اينجا است ، مجلس ترحيم و فاتحه از فردا در مسجد است . بعد سه از دسته گذشته بلند شده در شهرنو پاكت پستخانه خودم را داده استاد حسين بنا كه بقالى در شهرنو مىكند ديدن و قدرى صحبت و يك چايى خورده به خانه آمدم . احمد رفته بود نان بپزد . زن آقا سيد جليل با بچهاش و يك زن ديگر خالهخانمباجى جديد كه ننه اسماعيل تازه پيدا كرده بود آمده بودند خانه . معلوم شد دعوت نموده بود از او . بعد قدرى مشغول علف از ريشه بيرون آوردن شدم تا نزديك ناهار ، ناهار چون حال كسالت و امتلا داشتم قدرى آب آبگوشت گوجهفرنگى را با مقدار كمى نان خورده سايرين هم در آن حياط مشغول خوردن ناهار شدند . من هم خوابيده ، بعد از خواب گفتند دختر ننه باقر آمده ، بعد كوكب خانم دايه بتول آمده اظهار