سيد محمد كمره اى

350

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

چلو و خورشت بادمجان با احمد و بتول خورده ، قدرى شاخه بزرگ زردآلو زير چفته را با احمد بريده ، شكستيم . بعد خوابيده ، عصر چايى خورده باز توى باغچه‌ها گردش و سرشاخه‌ها را خرد كرده دو به غروب بيرون آمده درب دكان كربلايى محمد ولى ، اظهار داشت پانزده روزه به بيرون‌ها مىروم و با شما خداحافظى مىكنم . من هم خداحافظى كرده بازار رفته ، آقا ميرزا خليل از تيمچه با شريكش تفكيك به بازار آمده بود . قدرى صحبت انزوا را نمود كه از تجمعات كنار شدم . بعد شش ذرع [ پارچه ] چادرى عبائى به نه تومان و نيم براى بتول خريده ، مقارن غروب حجره خلخالى [ او ] را ديده ، قدرى صحبت . اظهار كه تو رفته بنشينم ، گفت مراجعت از ميدان ، بعد رضا قلى خان قورخانه را ديده اظهار بىوفايى از رفقايش و بيكارىاش را نموده ، قدرى باهم گردش تا در الماسيه ، او به‌سمت شمس العماره من هم شبانه از طرف حوض بزرگ به‌طرف خانه ، منزل ابو الفتح‌زاده و عماد رفته از اوقات‌تلخى عماد از رفقا و اينكه اگر مستخلص شدم از خانه بيرون مىآيم . بعد اظهار نمود كه فردا قرار شده در هيئت وزراء مذاكره استخلاص انفرادى من يا با سرتيپ فراهم آيد . من هم تفصيل ملاقات با سردار جنگ را گفته ، مشكوة هم آنجا بود . بعد ساعت دو بلند شده ، گوشت و پنير خريده به خانه آمدم . ننه اسماعيل آمده و شام خورده خوابيده بود . من هم در ساعت ، شام نان و پنير و انگور ياقوتى و ماست و سبزى و زردآلو با بتول و احمد خورده چون ميراب گفته بود امشب [ آب ] مىاندازم ، احمد مشغول راه آب‌ها شده ، من هم خوابيدم . محاصره صولت الدوله قشقايى از اخبار آن‌كه عماد گفت شنيده‌ام در عراق يك نفر ملاك به پسرش اينجا نوشته بود كه چهل هزار خروار گندم از ماها انگليسىها خريده‌اند . ديگر آنكه جنگ بين صولت الدوله و برادرش كه از طرف انگليسىها ايلخانى قشقايى شده در گرفته و صولت محصور شده است . احمد هم نقل كرد كه نظام السلطان خوب حكومت مىكند و همه‌روزه متقلبين و خائنين را چوب‌كارى مىكند و ابدا رشوه از كسى قبول نمىكند . تبعه انگليس كه در نازىآباد گوسفند كشتار مىكرد براى امر گوشت نظام السلطان از او التزامى مىخواست بگيرد ، او ابا نموده اظهار تبعيت