سيد محمد كمره اى
347
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
اموالش را از قبيل تفنگ ، پول و توپ و ساير مهمات بردهاند و در جنگل سالم و تردماغ هستند . بعد اظهار كرد درآمدن آلمانها به آنجا كار مىترسم بد بشود ، به جهت آنكه معاهده با خود كردهاند كه با تمام اجانب در خاك خودشان ضديت كنند و پول و مهمات و اسلحه از آنها به عنوان اطاعت و تابعيت نگيرند . اگر آلمانها بيايند به رشت ، نمىدانم چهطور خواهد شد ؟ بعد دكتر حسن خان و ملك الشعراء آمدند رد شدند . بعد ميرزا زين العابدين و مقوم الملك و واعظزاده به فاصله پنج شش دقيقه . معلوم شد كه با بقيهشان در جايى انجمنى داشتند . از آقا شيخ احمد ساعت دو و نيم جدا شده به خانه آمده شام نان و پنير و آبدوغخيار بسيار اعلايى با بتول و احمد خورده ، ننه اسماعيل هم نمىدانم قبل چون شام پختنى نداشتيم چيزى تهيه و خورده بود يا بىشام خوابيده بود . من هم ساعت چهار و نيم از شب رفته خوابيدم . [ امور روزانه ] جمعه هفدهم شوال . - صبح بيدار ، چايى دم نموده مشغول چيدن كلم و شلغم و گوجهفرنگى شده ، بچهها را از خواب بيدار ، چايى خورده آنها مشغول تهيه ناهار ، من هم تحرير . آقا شيخ حسين جاسبى آمده ، اظهار تكدر به عين الممالك كه با من مساعدت ندارد و مصوبه هيئت وزراء كه شهريه مرا آنچه پسافتاده بدهند ، گمانم اين است در كميسيون تطبيق رد نمايد . گفتم مطمئن باش عداوتى با شما ندارد و چون هيئت وزراء شهريه شما را تصويب نمودند قانونا كميسيون حق رد ندارند . شما برويد ولايت و آسوده باشيد . بعد ايشان رفته آقا شيخ محمد تقى كمرهاى آمد كه من شميران بودم . بعد صحبت متفرقه ، اعمال على خان سالار [ محتشم ] با من و اسناد امامقلى خان و سنديوجان و غيره با او نمودم . او هم گفت حاج عباسقلى خان محكوم به مزرعه علىآباد شده ، هرچه به او سابقا اظهار نمودم اعتنا نكرد حالا دچار خسارت بايد بشود . اصلاح بين مرآت الممالك و انتيكهچى بعد ايشان هم رفته آقاى عين الممالك آمد . بعد از ساعتى مرآت الممالك . مشغول صحبت به قدر ساعتى بوده . آقا ميرزا على اكبر انتيكه چى كه به او سپرده بودم روز جمعه نزديك ناهار بيايند آمده ، چشم او به آقاى مرآت و چشم آقاى مرآت به او . چون هيچكدام مسبوق از بودن هم نبودند شايد باطنا به من خشم نمودند . من