سيد محمد كمره اى
338
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
صمصام در هيئت ، دوكنده زانو نشست ، گفت آيا چند روز به سقوط كابينه پيش ( مستوفى ) نبود كه با شماها شبها براى اسقاط آن كابينه تا ساعت شش و هفت توى كوچههاى طهران منكرا اين طرف و آن طرف مىدويديم ؟ حتى يك شب به من گفتيد خوب است چند نفر نوكر همراه برداريم . من گفتم نوكرهاى من معلوم هستند آنوقت شناخته مىشويم . حالا چه شده كه كابينه را كه بههم زديم و خودمان شديم ، بناى مساعدت را با من نداريد ؟ مشاور گفت تبانى با مستشار الدوله كرده بوديم كه من و مشاور السلطنه استعفا بدهيم ، كابينه صمصام سقوط يابد ، با مستشار الدوله كابينه وثوق الدوله را درست نمائيم . ما دو نفر استعفا داديم . بعد مستشار الدوله با صمصام باهم ساختند . مخالفت شاه با وزارت مصدق السلطنه مطلب ديگر كه صمصام براى وزارت ماليه بعد از استعفاى مشاور و مشار السلطنه قصد و مذاكره وزارت ماليه براى مصدق السلطنه را داشت خدمت شاه كه رفته بود به شاه عرض كرده بود ، شاه گفته بود نه ، نه ، مصدق السلطنه همان نيست كه براى پارتى خودش بينش را درست كرده ؟ بعد با عين الممالك به مسجد شاه رفته ، ختم تمام شده بود . صمصام السلطنه و ساير وزراء و ساير علما همه آمده بودند . شاگردهاى مسجد سيروس هم با خطابه مفصل محترمى در مسجد منظما بوده بعد از نيم ساعتى بلند شدند . من هم با صمصام و سردار جنگ ايستاده قدرى صحبت نموده ، با عين الممالك بهسمت خانه تا درب بازارچه پياده شده به خانه مشير اكرم رفته ، بعد از توپ ظهر رسيدم . يادم آمد حقهبازى زنجانى در سابق در بين راه دكان آقا شيخ حسين گيوه فروش [ رفته ] ، مميززاده ، دكتر حسن خان ، واعظزاده ، نايب عبد الله خان آنجا بوده ، قدرى احوالپرسى نمودم ، اوقاتشان به جهت حركت بىقاعده ديروز دمكراتهاى سى نفر كه به منزل صمصام رفته و ناهار خورده پشتيبان صمصام مىخواستند بشوند و آن مذاكرات ، تلخ بود كه چه حق دارند بدون رسميت از طرف جمعيت كمك صمصام يا ضد صمصام بشوند . يادم آمد ( حقهبازى زنجانى ) در چند ماه پيش كه مرا تبريزىها در