سيد محمد كمره اى

مقدمه 38

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

در خاطرات آيت الله پسنديده نيز خوانده بودم كه در ماه‌هاى آخر سال 1299 ش سفير انگليس پس از آن‌كه كمره‌اى دعوت وى را براى رفتن به سفارت و ملاقات با سفير رد كرد ، خود شخصا به خانه كمره‌اى رفت و به او گفت مطابق آنچه اطلاع يافتم شما بسيار با درايت هستيد و مردم به شما خيلى حسن ظن دارند . ما هم به شما حسن ظن داريم و مايليم شما بپذيريد كه رئيس الوزرا بشويد . و كمره‌اى جواب داده بود : « من موافقم به يك شرط و آن اين است كه شما در مملكت ما دخالت نكنيد . » سفير وقتى اين سخن را شنيد منزل را ترك كرد و رفت . « 1 » در خلال تحقيق پيرامون شخصيت كمره‌اى ، به اسناد لژ بيدارى ايران كه از خانه محمد على فروغى به دست آمده بود در حوزه هنرى برخورد كردم . درميان آن اسناد پرونده چند صفحه‌اى سيد محمد كمره‌اى نيز ديده مىشد . براساس اطلاعات آن پرونده ، كمره‌اى در تاريخ بيستم ماه صفر 1328 ق « از كارخانه محترم ماسونرى » استدعا كرده بود : « چنانچه لايقم به خدمتگذارى دانند از پذيرفتن دريغ نفرمايند . » « 2 » كه پس از تصديق صلاحيت وى توسط پنج تن از اعضاى قديمى ، عضويت‌اش در جلسه شب هفتم صفر 1329 به تأييد لژ رسيده بود . « 3 » منابع ديگر ، جسته‌گريخته ، خبرهايى از موقعيت و فعاليتهاى وى در دورهء رضا شاه داده‌اند . براين اساس رضا خان در ابتداى كار خويش به همكارى و مشورت گرفتن از كمره‌اى علاقمند بوده است . اما وى خيلى زود در شمار مخالفان جدى رضا شاه درآمده و حتى اقدام به تشكيل حزبى معارض به نام ملّيون مىكند . به نوشتهء آيت الله پسنديده ، رضا خان در زمان رياست الوزرايى ، از كمره‌اى و چند تن از مليون دعوت مىكند تا براى مشورت به نزد او بروند ، كمره‌اى دعوت جلسه اول را مىپذيرد و مىرود . در آنجا به رضا خان مىگويد هر

--> ( 1 ) . خاطرات آيت الله پسنديده ، پيشين ، صص 41 - 40 . ( 2 ) . مرادى نيا ، محمد جواد ، خمين در گذر تاريخ ، نور السجاد ، قم ، 1380 ، ص 189 . همچنين بنگريد به حميد رضا شاه‌آبادى ، تاريخ آغازين فراماسونرى در ايران ، تهران ، حوزهء هنرى ، ج 1 ، 1378 ، ص 257 ، ج 2 ، 1380 ، صص 28 ، 390 و 461 . ( 3 ) . همان ، ص 190 .