سيد محمد كمره اى

327

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

مدرس و نصرت الدوله سه‌شنبه هفتم شوال . - صبح از خواب بيدار ، بتول چايى بار كرده ، قدرى در باغچه‌ها گردش ، چايى خورده ، سه به ظهر آقا ميرزا اسماعيل خان شيرازى آمده شرحى از شاهزاده عبد العظيمىها و اينكه قوام التجار روزى هشت تومان مىگرفت كه شش نفر را هم در آنجا نگاهدارى نمايد . بعد شرحى از مدرس و گول خوردن از امام‌جمعه و ظهير الاسلام و رفتن سابقش به شميران در خانه نصرت الدوله و بيرون آمدن با اتومبيل از آنجا و خيلى مدرس مفتضح بين مردم شد . اما عجالتا مخارج و دستور او را اطريشىها مىدهند . بالاخره صحبت بر اين شد كه بيست و پنج نفر از رفقا را دعوت كنيد كه هر كدام سه نفر را حاضر كه پانصد تومان صد و پنج تومان تهيه نموده رساله شما را مجددا چاپ بزنيم و منتشر نماييم كه اساسا در همه اوقات براى افكار عامه مفيد است . بعد نزديك ظهر كاكا تشريف برده من هم به كمك احمد سر شاخه‌هاى چنار را شكسته ، ناهار نان تازه و پنير و زردآلو و خيار خورده و خوابيدم . بعد از خواب ديدم ننه اسماعيل مشغول سرخ كردن بادمجان براى اسماعيل . بعد چايى خورده باز مشغول سرشاخه‌هاى چنار كه احمد ريخته بود ، مشغول شكستن و با بتول به حياط مطبخ آورديم . ننه اسماعيل هم چهار به غروب به مريضخانه رفته ، من هم يك به غروب بيرون آمده ، پياده از درب خونگاه به شمس العماره و توپخانه ، از آنجا به خيابان مريضخانه . ساعت يك و نيم به خانه عين الممالك رفته . آقا ميرزا محمد على خان آنجا بود . به قدر ساعتى منزل عين الممالك چايى خورده ، صحبت نموديم . تزلزل كابينه خبر تازه آنكه شيوع دارد كابينه متزلزل و شايد عين الدوله رييس الوزراء بشود . بعد ساعت دو و نيم بلند شده به خانه آمده بعد از قدرى تحرير نان و پنير و زردآلو و خيار و سبزى خورده ، احمد و بتول هم قدرى بادمجان سرخ كرده خوردند و ساعت چهار از شب خوابيديم . [ امور روزانه ] چهارشنبه هشتم شوال . - صبح بعد از چايى مشغول وجين باغچه جعفرىها شده ، احمد هم قدرى چغندر چيده براى خانه عمه‌اش برد . من هم مشغول