سيد محمد كمره اى

328

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

تحرير . دختر ننه باقر هم با بچه‌اش آمد . ناهار آبگوشت گوجه‌فرنگى نوبر باغچه با شامىكباب كه به جهت اسماعيل درست كرده بودند خورده خوابيدم . عصر بعد از چايى دختر ننه باقر چون قدرى جارو كرده بود ده شاهى بتول به او داد و رفت . من هم مشغول تصفيه كاغذها . در زدند . درب در نزهت بيك حسين با خان شوكت كارت داده رفتند . شاهزاده معتمد الدوله هم رسيد . قدرى صحبت تا نيم از شب رفته ، بود و رفتند . پيام عيال سليمان ميرزا ساعت يك و نيم احمد از خانه عمه‌اش آمده ناهار تا عصر آنجا بود و آش سماق خورده بود و عمه‌اش از زبان عيال سليمان ميرزا پيغام داده بود كه زن شاهزاده شور مىكند كه آيا صلاح است به سفارت انگليس بروم و اظهار نمايم كه يا شوهر مرا خلاص كنيد يا مخارج عيالات او را تا در حبس شما است بدهيد . من گفتم شور با شاهزاده كفيل الدوله اولويت دارد . احمد يك جفت گيوه از آقا شيخ حسين به چهار تومان خريده بود و آورد . شام چلو اسلامبلى يعنى دمى با آبگوشت بسيار لذيذى خورده ، چند دانه شلغم تازه هم روى دمى چيده با بخار پخته بود و من با لذت خورده ، ساعت چهار خوابيدم . اسباب پيشرفت پليس جنوب چهارشنبه نهم شوال . - صبح بيدار و چايى دم نموده ، بچه‌ها را از خواب بلند نموده چايى خورديم . احمد مشغول شد به تراش صنوبرها . من هم قدرى سر شاخه‌ها را جمع نموده و قدرى مشغول تصفيه كاغذهاى سنوات قبل شده ، استخاره براى رفتن به حضرت عبد العظيم نموده خوب آمد . بيرون رفته پاكتى به سالار محتشم نوشته بودم به پست‌خانه داده سوار واگون شده ، مشير السلطنه هم در واگون [ بود ] اظهار داشت كه ايلخانىگرى قشقايى را به برادر صولت الدوله داده‌اند و او را با صولت الدوله به جنگ انداخته‌اند و پيشرفت پليس جنوب از اين راه فراهم آمده . ميرزا محمود خان تلگرافچى عراق هم كه خائن تلگرافخانه شده بود او را سردار اسعد منصوب به شغلش نموده و از تقصير مهاجرت او گذشت .