سيد محمد كمره اى
312
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
قرار شد فردا سه به غروب مانده دكان ايشان بروم ، باهم منزل آقا مير سيد محمد پسر آقا سيد عبد الله برويم . بعد ساعت شش و نيم بيرون آمده ، بين راه آقا ميرزا حبيب الله خان پستخانه را ديده . گفت مجمع بوديم و آنجا نجات خيلى دستپاچه از بيان نامه سابق خودشان شده بود و مىخواست ما را گول بزند و مىگفت يك انتشارنامه بر عليه شاهزاده عبد العظيمىها مىدهيم . بعد منزل صمصام رفتيم كه تكليف مجمع را در نظامى بودن شهر معين نمائيم كه باز باشد يا ببنديم ، او را نديديم . انداختن بمب به خانه مستشار الدوله بعد رو به خانه آمده ، يك ربع به توپ به خانه رسيده ، همشيره و بتول و احمد سحرى نان ، آبگوشت و آش كوفته خورده ، چايى مىخوردند . من هم قدرى قرآن خوانده ، نيم بعد از توپ خوابيدم . شنيده شد مجددا بمبى به خانه مستشار الدوله انداختهاند . [ امور روزانه ] يكشنبه 27 رمضان . - دو از دسته گذشته بيدار ، چايى خورده ، همشيره رفت منزل زن سليمان ميرزا كه بعد از ظهر برود خانه آقا ميرزا طاهر ، بعد بيايد اينجا و اگر آقا ميرزا طاهر را هم نديد بماند تا او را ببيند . بعد مشغول تحرير و قرآن . ناهار آبگوشت بسيار لذيذى خورده ، قدرى استراحت . بعد ساعت پنج به غروب بيرون آمده سر واگون ، منزل شيخ حسن خان را پرسيده ، پيدا كردم . رفتم منزلشان ، پرسيده ، گفتند بيرون رفته . خيلى خوشحال شدم و نفهميدم شوخى بىمزهاى را كه شيخ حسن خان [ پس از ] هشت ساعت اسهال فوت شده از ناحيه چه شخصى درز كرده . بعد سوار واگون ، رئيس كميسرى سنگلج را ديده از تقصير برادر مشهدى على محمد قصاب پرسيدم . گفت دخترى را بىسيرت كرده و تا استنطاق او تمام نشود ممكن نيست مستخلص شود . حبس حبيب المجاهدين بعد ميدان توپخانه پياده شده به نظميه رفته . بعد از اجازه ، حبيب المجاهدين را ديده ، قدرى صحبت و اظهار دلتنگى كه بىجهت بيست و يك روز است بدون اينكه تقصير مرا بگويند مرا نگاه داشتهاند . به فاصله نيم ساعت بلند شده از