سيد محمد كمره اى
293
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
آسوده شوم كه از عليلى به فساد برسند و آنها را كنده آسوده شوم . تا دو بعد از ظهر مشغول تحرير نوشتجات به كمره و بروجرد و عراق و قم بوده ، بعد به احمد گفتم برود منزل نظام السلطان و بگويد قبل از رفتن به در خانه اينجا تشريف بياورند . احمد هم رفته بود و گفته بود . او هم قبول . بعد آب آمد . من و احمد مشغول آب دادن شده ، بعد از اتمام ، نظام السلطان آمد و قدرى اظهار تألم از اينكه دمكراتها ضديت با كابينه صمصام السلطنه مىكنند و حال آنكه به اسم اعتدال و اجتماع حضرت عبد العظيمىها خواهد بود . بنده كه خبر داشتم روح دمكراتها ، مگر دو سه نفر با روح مسجد شاهىها يكى است و فقط حمله به صمصام به اينكه دمكراتها را از ادارات خارج و سوسياليستها را آورده بهانه مىباشد . بعد اظهار داشت كه دكتر مهدى خان را ديشب تلفن زده و خواستم و خيلى با او مذاكره نمودم كه اولا من عملياتم بهتر از دبير الملك مىباشد و غرض شما اگر مملكت است ، با سوسياليست اتحاد و ائتلاف [ كنيد ] و آنها را زير بار و بال خود بگيريد . بعد ديدم از صحبت پريشب كه بر عليه صمصام اظهاراتى شده بود ، همه را مطلع است . گربهرقصانى انگليسىها بعد صحبت كرد كه شاه با مسجد شاهىها همراه نيست ، چون اين گربه رقصانىها را مىداند انگليسىها كرده و شعاع السلطنه هم با وثوق الدوله و سپهسالار يكى است و به صمصام اعتماد و ميل دارد و حالا ملتفت شده كه نيرنگ مىخواهند به او بزنند و به نظام السلطان اظهار داشته بود كه چندى است دچار سختى و نيرنگ شدهام ، اگر همراهى با مقاصد انگليسىها نكنم براى من از هرطرف گربه مىرقصانند و اگر بكنم به سرعت مرا مطرود از همهجا مىكنند . به قدر يك ساعت و نيم نشسته اتفاقا صحبت ميراب و آب ندادن به ما به ميان آمد . گفت بروند به ميراب بگويند كه اگر هفتههاى بعد آب مرتب ندهد منفصل خواهد شد . بعد گفت رضوان همچون مستفيد شده او را مىخواهم منفصل از رياست مياه بنمايم . دبير الملك اجزاء را بد بار آورده و همه را پولكى كرده . بعد ايشان رفته ، من هم دو به غروب بيرون آمده منزل آقا على نجمآبادى