سيد محمد كمره اى

273

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

ملاقات محبوسين جمعه يازدهم رمضان . - دو به ظهر بيدار و مشغول چيدن زردآلو و وجين باغچه . چهار به غروب بيرون آمده ، نيم‌من گوشت خريده ننه اسماعيل هم رفته بود به مريضخانه . بتول هم مشغول كوبيدن گوشت و درست كردن آش شده دو به غروب هم بيرون آمده كدو و خيار و پنير خريده به خانه مراجعت ، قدرى قرآن خوانده ، به باغچه مشغول شده افطار آش سماق پركوفته و خيار ، زردآلو گوجه ، و چايى خورده ، ساعت دو از شب بيرون آمده به منزل قاضى و عماد و ابو الفتح‌زاده رفته ، اظهار داشتند كه مىشنويم ماها را آزاد خواهند كرد و از اقدامات شما هم شنيده‌ايم . گفتم اقدام مستقيم من نكرده‌ام ، چون منتظر بودم از طرف خلخالى و افجه‌اى و پرويز كه شما مذاكره كرده بوديد مرا خبر نمايند كه با هم مشورتا و اقداما متحد شويم تا نتيجه گرفته شود و از چند روز پيش تاكنون از آن‌ها به من خبر نرسيده ، شايد به واسطه عدم تعيين كابينه تاكنون بود . بعد بنا شد اعتماد حضور را بخواهند و به واسطه نير السلطان كه معاون داخله شده و حالا بهتر مىتواند اقدامات نمايد و خودش هم سابقا وعدهء مساعدت كرده بود برود ببيند چه كرده و مىكند و بفرستند عقب خلخالى كه با رفقايش بيايد و بفهمند كه همراهى و جديت خواهند كرد . من هم با وزير فوايد عامه ملاقات و او را حاضر و مساعد بنمايم . مسجد شاهىها به حضرت عبد العظيم مىروند بعد مذاكره شد كه مسجد شاهىها بنا شده بروند حضرت عبد العظيم و خيمه آش و پلو را آنجا بزنند . پنج هزار تومان پيش‌گرفته‌اند و هرچه مخارج افطار و سحر و چايى مىشود هم به آن‌ها بدهند و بعد از گرفتن نتيجه ، بيست و پنج هزار تومان به آن‌ها بدهند . حال جنگلىها مساعد نيست و نيز مذاكره شد كه جنگلىها در رودبار مشغول مبارزه با انگليسىها هستند و چون خبرهاى خط رشت را هم سانسور نموده‌اند ، دليل بر مساعد نبودن حال آن‌هاست . ساعت چهار از شب بيرون آمده به منزل وقار السلطنه رفته ، نبود . از