سيد محمد كمره اى

266

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

دسته ميرزا على اكبر ساعت‌ساز و ناظم التجار كرمانى هم مساعد با آن‌ها هستند . بعد آقا ميرزا محمد على صراف را ديده ، قرار شد كه [ وعده ] امشب تبديل به فردا شب شود و فردا شب آنجا بروم . يمين الملك گروسى [ را ] هم ملاقات نموده ، گفت شب پنجشنبه ، يك از شب رفته مىآيم قدرى صحبت نمائيم . گفتم افطار بيائيد . بعد نيم به غروب سوار واگون و چهارراه حسن‌آباد پياده ، ثقة الملك هم رسيد . اسباب راهنمايى به منزلش شده باهم رفتيم . بعد آقا ميرزا عبد الوهاب خان و يك نفر ديگر هم رسيدند . افطار و پيش افطارى كاملا تهيه شده تا ساعت سه و نيم از شب مشغول صحبت و خوردن . حملات انگليسىها به جنگلىها و قشقايىها آقا ميرزا عبد الله خان با ظهير الملك هم بعد از افطار آمده ، اوضاع حملات انگليسىها به جنگلىها و منجيل و حملات قشقايىها به انگليسىها و ورود مهمات انگليسىها به همدان [ مورد ] مذاكره بود . ساعت چهار بلند شده به منزل آمدم . مشغول تحرير و تلاوت قرآن و روزنامه و غيره شده ، بچه‌ها گفتند كه آدم سالار لشكر به جهت احوالپرسى آمده بود . سفارش محبوسين به عدل الملك عصر هم كه از خانه به بازار مىرفتم درب منزل عدل الملك ديدمش . قدرى صحبت و سفارش محبوسين را كه يا استخلاص يا مخارج . گفت مخارج صحيح است اما استخلاص مشكل ، مگر از طهران به سمتى مهاجرت نمايند چون ترورهاى هرج‌ومرج و شخصى زياد هست ، بهتر اين است كه اگر مستخلص شوند طهران نمانند . گفتم بعد از استخلاص اين فكرها را بايد كرد . مزايده رياست الوزرايى شام همه بچه‌ها آبگوشت غوره داشتند و نيز معروف بود كه صمصام السلطنه باز در حال بحران و استعفا . و شاه مىگويند مشار الملك را مىخواهد رئيس الوزرا بنمايد و رياست وزراء را شاه به مزايده گذاشته . [ امور روزانه ] دوشنبه هفتم رمضان . - دو به ظهر مانده بلند شده چون سحرى نخورده بودم