سيد محمد كمره اى
253
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
چند چشمه از دخل شيخ حسن خان چند چشمه دخل او را بيان كرد ؛ يكى آنكه مشهدى مرتضى علاف كه دكان نانوايى باز كرده روزى سه خروار و نيم آرد مىپزد و نيم خروار او به متفرقه و آشنايان طرف ، فروش مىرفته و مابقى بار [ زده ] به اطراف [ فرستاده شده ] و يك من چهارده هزار در گوشهها فروخته مىشد . با مشهدى مرتضى گويا نصفهكارى است . هجده « بار » ، تجار به قزوين حمل مىكردند ، من گرفتم ، اما جوها را مقدارى مشهدى مرتضى برد و شايد مابقى را يا بيشتر خودشان به قزوين بفرستند براى قشون انگليسى . دليل داير شدن تشكيلات بعد مرآت الممالك رسيد . من هم بلند شده بهسمت خانه آمديم . اظهار داشت پيغام شوخى شما را به مصدق السلطنه گفته ، اظهار داشت همين دوروزه منتظرم كه وقت را معين و ناهار را برويم . گفتم وقت با خود او اختيار است . بعد صحبت دمكراتها كه رأى به تشكيلات دادهاند و حالا مىخواهند بيست و چهار نفر تهيه و انتخاب نمايند كه از بين آنها كميته انتخاب شود و فردا روز يكشنبه عصر منزل صدرائى وعده گرفتهاند نمود . گفتم ميرزا باقر خان هم ديشب از من وعده گرفت . بعد من گفتم كه تعجب مىكنم تا دو هفته قبل عقيده عموم آنها بر اين شده بود كه بايد مؤسسات تا مدتى از ميان برود حال دو مرتبه رأى آنها به تشكيلات شد . اعتماد حضور رسيد ، او هم مسبوق بود . بعد عنوان كرد چون بعضى از دمكراتها كه در ماليه بودهاند مقامات عالى درنظر گرفته بودند و مشار الملك با آنها مساعدت نكرده ، آنها را هم به ولايات مأمور نموده ، منجمله خلخالى و بينش و ميرزا سيد مصطفى خان را به سمنان و شاهرود و كاشان و از طرفى صدرائى و بعضى هم منافعشان كم شده و در اين موقع خالصه و غله منافع مخصوصه درنظر دارند كه يا بايد مشار الملك معزول يا اينكه او را تهديد بنمايند . از اين جهت تشكيلات داير بايد بشود . افجهاى همچون ده خالصه گلستان كرج در اجاره او است ، پرويز همچون پدرش نظر به دهات خالصه دارد و در حاليه هم گرفتار است مىخواهند تشكيلات داير بشود . بدبخت مردم كه به