سيد محمد كمره اى
251
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
بلند شده ، منزل آقا مير سيد احمد خان رفته ، آنجا هم ساعتى صحبت . از آنجا مقارن ظهر به خانه آمده ، ناهار چلو و خورشت هويجفرنگى خورده . احمد هم نان و چلو و خورشت به جهت اسماعيل برده ، دو بعد از ظهر آمد . من هم خوابيده ، خوابم نبرد . ورود ميرزا طاهر تنكابنى بعد از چايى به حمام رفته ، يك و نيم به غروب بيرون آمده ، خانه مرآت الممالك رفته ، آنجا هم چايى و صحبت ، نيم به غروب بيرون آمده ، سوار درشكه شديم ، چهارراه حسنآباد من پياده به توپخانه ، از آنجا بهسمت خانه آقا ميرزا طاهر كه امروز قبل از ظهر وارد شده بود ، به اتفاق آقا شيخ محمد بروجردى كه در راه ديدمش ، رفته ، آقا ميرزا طاهر را ديده تا ساعت دو از شب به صحبت وصيت حاج محمد تقى شاهرودى كه تمام فرحآباد را وقف از براى مريضخانه ، و ثلث اموال ديگر براى مدرسه اطفال ، و سه وصى ؛ يكى مخبر الملك و يكى حاج محمد رضا دامادش و يكى فقيه التجار ، و سه ناظر ؛ يكى ميرزا طاهر و يكى سفير آلمان در ايران ، و يك نسخه از وصيتنامه كه در موصل قبل از ناخوشى نوشته با مهر آقا ميرزا طاهر به روستورف نماينده آلمان در موصل داده . اجراء آن را هم از اوصياء جدا خواسته . دليل ايجاد جريده زبان آزاد بعد ساعت دو و نيم از شب بلند شده با آقا شيخ محمد بروجردى هم كه مىرفتيم جهت ايجاد جريده زبان آزاد ، نقل كرد كه چون در سنهء ماضيه حاج سيد نصر الله و ذكاء الملك امتحان وكلاء عدليه را مطابق قانون پافشارى نمودند ، بعضى از متنفذين ، وكلاء خود را اجل شأنا از امتحان مىدانستند ؛ منجمله آقا شيخ جلال كه گفت من نوچه خود را مىفرستم ، او چون امتحان مىدهد ، من به طريق اولى نبايد امتحان بدهم . اتفاقا نوچه نتوانست امتحان بدهد و بعضى از متنفذين مثل معين السادات چون مقامات ادبى و مسائل فقاهتى را علما دارا نبود و از يك طرف هم آقا شيخ جلال چون اعضاء تميز از او رنجيده بودند و ترسيد مبادا در امتحان اعمال غرضى بشود و داغ باطله بخورد از اين جهت كمكم