سيد محمد كمره اى
248
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
رأى مخفى براى رئيس الوزراء كه انتخاب شود و به اسم وثوق الدوله بيرون بيايد ، چون شكست انگليسىها از يك طرف و كاغذ كسبه و اصناف كه به وثوق الدوله اطمينان نيست از يك طرف ، نقشه برگشت و تعليم شد كه شاه مشورت مىكند اما شماها جواب بدهيد كه اختيار با خود شاه است ، ليكن زمينه اين قسم شده بود كه چون مستوفى در چهار پنج روز قبل كه شاه از او پرسيده بود كه چه بايد كرد ؟ مستوفى با كمال سادگى اظهار كرده بود مجمعى دعوت نماييد كه به مشورت همه تمايل و اكثريت به يك نفر تعلق بگيرد و او را رئيس الوزراء بنماييد تا آسوده شويد . نقشهها براى تعيين رئيس الوزرا بعد از نقشه نصرت الدوله به همدستى وثوق الدوله دعوت از اين هشتاد نفر مطابق صورتى كه داده بودند شده ، اگر اكثريت براى وثوق الدوله شد كار به وفق مرام شد و اگر به اسم مستوفى شد شاه را از مستوفى رم دهند كه چون مىخواهد رئيس جمهورى شود نقشه مناسب خيال خودش را طرحريزى و به شاه عرضه داشته و سپهسالار همچون پنجاه هزار تومان به شاه داده يا مىدهد كه رئيس الوزراء شود چون اكثريت به اسم او بيرون نمىآيد او را هم شاه نمىتواند انتخاب نمايد . مىماند ميدان براى وثوق الدوله و يا تضييع مستوفى و اگر مردم به خود شاه واگذار نمايند ، لابد چون عين الدوله و مشير الدوله و مستوفى زير بار نمىروند ، وثوق الدوله هم نه خودش جرأت و نه انگليسىها صلاح مىدانند ، علاء السلطنه خواهد شد . او همچون نمىتواند عناصرى از خود تهيه نمايد دو ماهى بحران خواهد بود و بس است براى انگليسىها . استعداد هرجومرج و نفله شدن جنس خالصه ديوانى و مالياتى . شكوه سفير امريكا اظهار شد كه سفير امريك شكوه مىكرد كه من براى درب سفارت ژاندارمه مىخواهم و دولت مدتها است به مسامحه مىگذراند و سه نفر ژاندارمه پياده بيشتر نداده . من به دولت خودم شكوه خواهم كرد . من براى اجزاء شخصى و نان خودم از دولت مختصر گندمى آن هم بخرم خواستهام ، نمىدهند ، اما به خانم