سيد محمد كمره اى

249

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

مارلينگ هرروز دولت مجانا برنج و گندم مبلغى مىدهد . و اظهار شد كه روزى چهارهزار نفر خانم مارلينگ به فقراء ناهار و غذا مىدهد . نيز اظهار شد كه شنيده‌ايم سفارت آلمان اين روزها مبلغى به فقراء پول مىدهد از قرار هفته‌اى شانزده هزار ، هفده هزار . و نيز شرحى ارباب از افترآت اقتدار الدوله كه اين‌همه خودش خيانت كرده و من چون آن مقدارى كه توانسته‌ام جلوگيرى كرده‌ام ، حال با همدستان خودش هرجا مىنشينند و به من افتراء مىزنند ، نيست كسى كه رسيدگى نمايد و مجازات بدهد . صدرايى شش هزار تومان مىخواهد مال دولت را در خصوص جنس بخورد ، من جلوگيرى مىكنم ، او هم رفيق اقتدار الدوله مىشود . تعطيلى جلسات لژ بيدارى در ماه رمضان ساعت سه قرار شد كه ماه رمضان [ جلسه ] تعطيل [ باشد ] ، بعد از رمضان هم در منزل جديد كه دبير الملك تهيه كرده برادران آنجا رسما جمع شوند . بعد بيرون آمده ، چهار از شب به خانه رسيده ، شام آش ، كوفته سماق خورده خوابيدم . [ امور روزانه ] پنجشنبه 26 شعبان . - صبح بعد از چايى منتظر آمدن حاج محمد على كنى شده نيامد . احمد را فرستادم كه نان اسماعيل را به مريضخانه برده از آنجا منزل مرآت السلطان رفته ، توله [ را ] كه مرآت الممالك تهيه كرده بود بياورد . بعد دو از دسته به خانه يمين الملك رفته ، مشير السلطان هم آنجا بود . مدتى نشسته ، چون قباله ديّمى گرم‌دره [ را ] به مهر آقا على نجم‌آبادى و يمين الملك نرسانده بود ، سه دنگ اول را وجهش را داد ، سه دنگ معامله ديّم را گفتم كه به مهر آقا على برساند و من هم برگشت سه دنگ اول را نزد آقا على اقرار نمايم كه از ثبت خارج نمايد . چون قباله را صبح پيدا نكردم قرار شد روز شنبه صبحى بروم . بعد بلند شده منزل آقا على رفتم ، به واسطه ناخوشى آقا حسين به اندرون رفته بود ، از آن‌جا مغازه خلخالى رفته گيوه‌هاى خودم را برداشته به مشهدى عباس داده نوار نمايد . بعد دو توپ سوزن و دو قرقره سفيد و يك توپ سنجاق خريده به خانه آمدم . ناهار نان و آش رب نارنج خورده ، احمد هم آمد اما توله را به او نداده بودند . بعد از ناهار خوابيده ، بعد چايى خورده مشغول بيل‌زدن باغچه شدم .