سيد محمد كمره اى

240

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

شد گندم معتمد الدوله را نوكرهايش يك خروار بود دزديده بودند . بعد مشير اكرم وعده گرفت كه ناهار يكشنبه بروم منزل ايشان . بعد به منزل همشيره رفته ده تومان براى كسر مخارج ماه به او دادم . تا ساعت يك و نيم از شب آنجا بوده بيرون آمدم . كاركنان وثوق الدوله رفتم منزل آقاى گون‌آباد . حاج شيخ عبد الله و حاج شيخ محمد آيت الله هم آنجا بودند . قدرى صحبت نموديم . تا ساعت دو و نيم از شب رفته ، بعد بلند شده به خانه آمدم . بين راه آقاى معاون السلطنه رسيدند . باهم صحبت‌كنان به منزلش رفتيم . از استعفاى جدى صمصام اظهار داشت . بعد اظهار داشت كه عقيده ما بر اين شده كه آنچه شما مىگفتيد در باب ضد تشكيل درست بود و ما خبط كرديم . روز سيّم ماه شعبان در منزل من ، بعد جلسه ديّم در مدرسه اقدسيه ، بعد دو جلسه ديگر در منزل من منعقد شد . جلسه اول بيست و دو نفر ؛ صدرائى ، كاشانى ، جليل الملك ، تدين ، خلخالى ، مؤيد الاسلام ، شيخ ابو القاسم شيرازى ، سعيد العلماء ، سيد مصطفى خان و ميرزا باقر خان زنجانى قرار گذاشتيم كه غير از دسته ميرزا على اكبر كه مؤسسات را اعلان نمائيم منحل است . بعد اظهار داشت جمعى من‌جمله شيخ محمد حسين يزدى ، ميرزا على اكبر ، نصرت الدوله ، امين الملك ، مؤيد الاسلام و جمعى ديگر كار مىكنند كه كابينه وثوق الدوله سر كار بيايد . گفتم جليل الملك و تدين را كاركن انگليس مىدانم . گفت خلاف است . بعد چايى خورده بلند شدم . ساعت چهار به خانه رسيده ، شام آبگوشت لپه و قدرى چلو ناهار بود . من باقلاپلو خورده خوابيدم . مرگ از بىمعاشى شنبه 21 شعبان . - صبح از خواب بلند شده مشغول آبيارى و چايى خوردن بوده ، در زدند . حاج عمو آمد . خيلى وحشت نمودم كه چه شده . بعد از مدتى معلوم شد كه پسرخاله به رحمت ايزدى پيوسته . آخ از دست تو روزگار جاهل افراد يك همچه مرد صانع منحصر ، پيرمرد كه دو شب قبل از شدت عفت و عصمت ، احمد كه رفته بود آنجا ، ديده بود مشغول حجارى است و از