سيد محمد كمره اى
226
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
دو نفر ديگر كه هشت نفر باشيم و صحبت براى اينكه چهكار بايد كرد بنمائيم . بعد ساعت چهار و نيم از شب ، من و ثبت اسناد رو به منزلمان آمديم . خانه رسيدم ، باز تلگرافى از ملاير ، محمد حسين خان لرستانى نموده بود كه دو سه روزه خيلى تأخير افتاده و ما خيلى از هرجومرج جلوگيرى تاكنون نمودهايم . اما به اسم دمكرات رئيس تلگرافخانه و نصرت السلطان مهرهاى جعلى درست كرده و اغتشاش مىكنند ، بعد خوابيدم . استعفاى وزير ماليه جمعه 13 شعبان . - صبح بعد از خواب و چايى آقا ميرزا سيد احمد خان تشريف آورده اظهار يأس از رفقايش در دمكراتى نموده ، آقاى عين الممالك تشريف آوردند ؛ صحبت وزراء كه مشار الملك وزير ماليه نيامده و استعفا نموده ، اما ساير وزراء ديروز آمده بودند . بعد از مدتى رفته ما هم منتظر شيرى بوديم كه بيايد . بعد دمپخت با قيسى پخته براى اسماعيل هم مادرش كشيده كه بعد از ظهر خودش ببرد . بعد خوابيده ، بعد از خواب بلند شده چايى خورده بهطرف منزل پهلوى كه وعده كرده بودم رفتم . درب خانهاش رسيده ، آدمش گفت نيست و حرفى هم نزده . كفالت فقراى كن بعد مراجعت نموده ، درب دكان آقا سيد جواد فخار نشسته ، بيچاره از ناخوشدارى اين دو سه ماهه كه قريب ششصد تومان متضرر شده نقل نمود . بعد از حاج محمد على كنى نقل كرد كه امساله سى خروار جنس گندم خودش را انبار نمود و هرقدر در اوايل سال توانست با مالهاى خودش از مازندران برنج وارد نمود و به هيچكس نداد و نفروخت تا موقع سختى اهل كن . بعد براى عموم فقراء و ضعفاء آنجا را مجانا كفالت نمود و به آنها توجه مىكند . واقعا خيلى تعجب نمودم ؛ يك نفر مرد رعيت اين قسم مىكند و هزاران نامردهاى اعيان و وزراء و اربابان خون مردم را مىمكند . در اين ضمن آقا ميرزا حبيب الله خان و آقا ميرزا يوسف خان هم رسيدند . معلوم شد كه آقا ميرزا حبيب الله خان صبح از منزل فتح السلطنه به آنجا آمده و مانده . بعد نيم به غروب بهطرف منزل آمده ، در