سيد محمد كمره اى
209
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
[ امور روزانه ] يكشنبه هشتم شعبان « 1 » . - صبح بعد از چايى ، هوا به واسطه باران ديشب لطافت و باغچه نظافت و طراوتى داشت ، اما افسوس كه كدورتهاى دماغى صدهزاران اين صفا و هوا را بمبارده مىكند . احمد را فرستادم كه نظام السلطان را به منزل بياورد ؛ بعد از ساعتى آمد كه با امين التجار چون به منزل سردار جنگ به واسطه تعيين تكليف حكومت رفتنى بود عذر خواست و تقاضا كرد كه سه به غروب من بروم آنجا . ديدم كه هم از احضاريه سنگلج كه آقا شيخ محمد تقى كمرهاى عارض از من شده بود و قرار به امروز سه به ظهر شده ، من عذر خواستم ماندم و هم نظام السلطان [ كه ] وعده كرده بود نيامد . بعد از خانه بيرون آمده بهطرف حجره تومانيانس رفته ، او هم بسته بود . بعد بازار رفته يك كيسه حنا به توسط آقا محمد چايى فروش سه هزار و سيصد خريده به حجره مدير الصنايع رفته پرسيدم دو شيشهء شما به شما رسيده ؟ معلوم شد رسيده بود . بعد آقا محمد ، صراف اعليحضرت شهريارى را ديده كه از شهريار آمده بود ، احوالپرسى نموده . آقا ميرزا محمد على خان صراف و آقا ميرزا سيد باقر را ديده قدرى تعارف و شب يكشنبه را قرار شد آنجا منزل آقا ميرزا محمد على خان برويم . اظهارات اسلامبولچى بعد حاج سيد محمد اسلامبولچى را ديده ، درب حجرهاش با حاج سيد رضاى فيروزآبادى به اصرار مرا نشاندند و اسلامبولچى اظهار داشت كه بينش چند روز قبل آمده بود نزد حاج شيخ عبد الحسين خرازى و اظهار داشته بود كه خوب است با ما يكى شويد تا يك كابينه متحدا بدون معارض تشكيل داده . من جواب دادم اين اتحاد براى بقاء كابينه را فلانى در رساله خودش پنج ماه قبل طبع كرد و شما ضديت كرديد ، حالا فهميديد كه حق بهجانب فلانى بود ، اما ما با شماها اطمينان نمىكنيم داخل كار شويم ، چون شما مفترى و محرك و بىحقيقت هستيد ؛ مگر نبود كه كميسيون ميتينگى ترتيب داديد و بنكدار را به زور عضو كميسيون كرديد و او حاضر نبود ، آنوقت در ميدان توپخانه تحريك مىكنيد كه علنا مردم بگويند حاج محمد تقى را نمىخواهيم .
--> ( 1 ) . دفتر شانزدهم . تاريخچه از هشتم شهر شعبان تا 27 شعبان 1336 ق .