سيد محمد كمره اى
208
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
خلخالى . آقا تقى آقاى كنى را ديده قدرى احوالپرسى بعد مقارن غروب با آقا مرتضى و خلخالى بهطرف ميدان توپخانه گردشكنان ، آنها سوار درشكه ، من هم ترديد به اينكه خانه مشير اكرم يا مراجعت به خانه . طرف خانه آقا حسين خان لله رفته دو سه نفرى منزلش بودند ، اظهار داشت كه تا هشت روز ديگر طبيب اجازه حركت به بيرون نداده . گرفتارى نجمآبادى صحبت گرفتارى ميرزا محسن خان نجمآبادى را در بروجرد كه به عراق گفتند بياورندش و بالاخره خائنين و چپاولچيان مفتضح خواهند شد ، اگرچه عقيده طرفداران ميرزا محسن اين است كه چون او با نور الدين خان مشغول تهيه قوهء ژاندارمرى شدند و ژاندارمرى گرفتند ، خوانين نهاوند و مهر على خان لرستانىها ديدند اين قوه به آنها صدمه مىزند ، لهذا نجمآبادى و نور الدين خان را گرفته تسليم دولت نمودند . اما بايد از آقايان طرفدار نجمآبادى پرسيد كه آيا به جهت كدام مركز و آمر تشكيل ژاندارمرى مىدادند ؟ اگر مربوط به مقام قانونى بود بيان كنند و اگر از دماغ و فكر خودشان بود و براى صلاح و اداره و امنيت مملكت اين كار را كردهاند ، كسانى كه خانه شخصى خود را نمىتوانند اداره [ كنند ] و صلاح خانه خودشان را نفهميده و شهوات شخصى خودشان را از حقوق و اموال رفقا نتوانستهاند جلوگيرى نمايند چهطور مىتوانند بدون شهوات مملكت را اداره نمايند . بدبخت مردم كه مثل آقاى اقتدار الدوله و نجمآبادى را عناصر صالحه خادمه مملكت مىدانستند . بعد از ساعتى از شب از خانه حسين خان بلند شده ، هوا هم در انقلاب ، باد و برقهاى متوالى و ابرهاى متراكم و رعدهاى پرصدا و طوفان كرد . تا به خيابان اميريه رسيده باران هم غيرمنظم بشدت و ضعف مىآمد . ساعت دو به خانه رسيده تا ساعت سه الا ربع باران خوبى آمد . بعد احمد هم از بيرون آمد . شام دلمه و پنير با نان و ماست خورده . قدرى رانها و كمر من هم به واسطه عملگى باغچهها درد مىكرد ، خوابيدم .