سيد محمد كمره اى
189
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
بهسمت خانه آمده خيلى در راه خسته شده تا ساعت چهار الّا ربع « 1 » به خانه رسيده شام شيربرنج و نان و پنير و سبزى هم خورده خوابيدم . [ امور روزانه ] پنجشنبه 27 رجب - مبعث . - صبح بعد از چايى و قدرى گردش [ و ] علفچينى از باغچهها ، احمد را فرستادم كه بلكه اوراق را بتوان از طلسم مطبعه دروغگويى و خلف وعده آنها بيرون آورد كه بيشتر از اين اسباب خجلت من از شركت حقيقت خمين كمره نشود . خودم هم در فكر جواب تلگرافات لرستانىها كه چه جواب بدهم . آقاى عين الممالك تشريف آورده ، مشغول صحبت بوديم . آقا ميرزا عبد الحميد خان آمد ، صحبت مسافرت به سويد و برلن و تشريف خدمت آقاى تقىزاده را نمود و دو رساله چاپى فارسى ؛ يكى زندگانى اقتصادى آلمان و جنگ ، يكى هم غلبه حق ، كشف دسايس از قلم آقاى تقىزاده براى من آورد كه بخوانم و رد نمايم . من هم يك رساله صلاح امروزه به ايشان دادم . بعد قريب ناهار آنها بلند شده رفتند . من هم ناهار شيربرنج و نان تازه و سبزى و پنير با بچهها خورده ، قدرى خوابيده بعد براى چايى بلند شده ، چايى خورديم و احمد را با دو نان به جهت استاد عباسقلى خالهزاده روانه كه از آنجا هم به مطبعه رفته اوراق را به توسط پست بلكه گرفته به كمره بفرستم . من هم تا يك ساعت و نيم به غروب در خانه ، بعد بيرون آمده خانه عين الممالك رفته لقمان السلطنه يزدى و دو نفر ديگر آنجا بود . چايى و قدرى صحبت بعد بيرون آمده مقارن مغرب خانه امير مفخم رفته ، معتمد الدوله هم آمد . سهم ايران در كنفرانس صلح امير مفخم را ملاقات و خلوتا صحبت اهميت موقع را نمودم و دو مطلب يكى تصرف در چيزهايى كه حق داشتيم و روس منحوس قديم ممنوع نموده بود مثل [ اعزام ] قونسول به بعضى از ولايات تحت نفوذ آن مثل تركستان و تحصيل روابط و اطلاع از دول بىطرف و فرستادن دعات كه در آن ممالك داد مظلوميت و خسارت ماها را بلند نمايد و در موقع كرسى صلح ، ما را هم سهيم نمايند . و يكى ديگر ترتيب مجلس دار الشوراء كه اگر افتتاح شود و رسما اعلان نمايند كه
--> ( 1 ) . سه و چهل و پنج دقيقه .