سيد محمد كمره اى

190

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

امتيازات غياب مجلس ابدا رسمى نبود و لو اينكه بعد مجلس را شاه منفصل نمايد . اين مطالب خيلى اهم است و اينكه در وزارت شما خوب است تلگراف به كمره كشيده شود چون بودجه او را مجلس تصويب نموده . بعد يك از شب بيرون آمده نيم ساعتى منزل آقا حسين خان لله محض احوالپرسى رفته ، حالش بهتر شده بود . بعد با مدير الصنايع بلند شده به‌سمت پامنار رفتم . در بين راه صحبت گرفتارى سراج الملك باوجود اينكه دوسيه او در نظميه خوب است ، بنا به اغراض لسان السلطنه بيچاره در محبس مانده ، صورت دوسيه را نشان داد ، معلوم شد سراج الملك به فهيم الممالك گفته بود كه من توصيه از وثوق الدوله مىآورم و اگر در خالصه اقبال الدوله مرا وارد كرد دست شما را هم بند مىكنم . بعد صنيع خلوت و منصور خلوت در خانه سراج الملك با فهيم الممالك مانده ، سراج الملك مىرود . آن‌ها فهيم الممالك را تحريك و تهييج مىكنند كه بايد ميرزا مصطفى خان را ترور نمود و اگر شما اين كار را بكنيد ماها به هرشكل باشد شما را مستخلص مىنمائيم . يك ششلول به قيمت بيست و سه تومان به او مىدهند و يك سند يك ماه قبل از او گرفته پنج تومان وجه ضمن مىنمايند و او را كاملا عرق مىدهند و شبانه به خيال ميرزا مصطفى خان مىروند ، او را گير نمىآورند . بعد صبح فهيم الممالك را عرق كامل [ داده ] بعد درب كوچه معاون السلطان ، او را فهيم الممالك نمىزند و سراج الملك هم از بيرون كه به خانه خودش برمىگردد آن آقايان به سراج مىگويند ما خيال ترور ميرزا مصطفى خان را داريم . او اظهار تنفر از اين حرف‌ها و خيالات مىكند و مىگويد اين كارها غلط است . بعد درب خانه مدير دو شيشه بطرى شراب به جهت ميرزا اسد الله كه مريض و مدتى قبل به او وعده كرده بودم گرفته درب دكان آقا شيخ حسين گيوه فروش گذاشته ، دو جفت گيوه هم از او گرفته كه هركدام اندازه پاى بتول شد بردارم . قيمت را پرسيدم ؟ گفت جفتى سه تومان . بعد ساعت سه از شب بلند شده از راه شمس العماره و بازار به خانه آمدم . درب خانه وزير دفتر آقاى عين الممالك از روضه‌خوانى معاون السلطنه بلند شده بود ؛ باهم تا سر خيابان خودمان آمديم . او رفت به منزل ، من هم به خانه . احمد هم تازه آمده بود . شام شيربرنج و نان و پنير و سبزى خورده خوابيدم . ديروز هم شنيدم وزرا خيال دارند پولى از انگليسىها بگيرند .