سيد محمد كمره اى

152

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

جشن قزاق‌هاى آترياد همدان ديروز هم قزاق‌هاى آترياد همدان را رئيسشان در باغ بيرون شهر به جهت جشن سال ديم از تشكيل ، مهمانى مفصل [ برگزار كرده و ] دو هزار و پانصد تومان خرج مهمانى ، هشتاد تومان پول آجيل ، شراب‌ها و كنياك‌ها از پول انگليس [ شده است ] . [ امور روزانه ] يكشنبه نهم رجب . - صبح بعد از چايى بيرون آمده كه خدمت رئيس الوزراء و وزير داخله برسم و جواب بدبخت بروجردىها را كه دچار و گرفتار زدوخورد بىحكومتى شده‌اند گرفته ، تلگراف به شاه را هم برسانم . نزديك خانه آقا رسيدم ديدم سوار و به دربار تشريف مىبرند . قدرى درب دكان آقا ميرزا عباسقلى خان نشسته ، بعد به دربار ، اطاق آقاى مرآت رفته فرستادند كه اگر جلسه منعقد نشده بنده بروم . بعد معلوم شد جلسه وزراء تشكيل است . قرار شد عصرى بروم . بعد عنوان نمود كه من رياست تشخيص عايدات را رد كردم و به صلاحديد شما قبول نكردم . الحق خوشم آمد كه خود را داخل چپاولچيان اين دوره ننمود . بعد بيرون آمده بازار رفته ، يك قرقره سفيد و يك ذرع نيم آقا بانو چارقدى براى بتول خريده به حجره آقا ميرزا على اكبر انتيكچى رفته ، ساعتى مشغول صحبت . [ نقل كرد ] كه نصير السلطنه و آقا شيخ محمد بروجردى و دبير نام همسايه و من در خانه نصير السلطنه بوديم ، حكايت نطق تدين در مجمع [ را تعريف كردند ] كه تنقيد دمكرات‌ها و شاه و وزراء را نموده ، تمجيد جنگلىها را هم نمود و گفت رشت هم هفت ميليون عايداتى دولتى دارد . مشير السلطنه يك ماليات مختصرى از نفهمى بسته و همان قسم مرسوم است . بعد نزديك ظهر بلند شده به خانه آمدم . ناهار آبگوشت و سبزى با احمد و ننه اسماعيل و بتول خورده ، قدرى دراز كشيده ، اما خوابم از فكرهاى درونى ناگفتنى نبرد . بعد بلند شده چايى خورده ، قبل از ظهر هم كه به خانه مىآمدم آقاى عين الممالك را در راه ديده ، اظهار داشت كه نظام السلطان ديشب وارد شده . از اين جهت سه به غروب به ديدن نظام السلطان رفته ، از اوضاع ، دسايس انگليسىها كه به قوه پول ، تضييق ارزاق جلب نفوس متنفذه [ صحبت ] نمود و [ گفت ] عما قريب اگر دولت خاتمه ندهد ، مقاصد انگليسىها حاصل مىشود . بعد جهت خيانت‌هاى امير افخم و همدست بودن با جنوبىها و اينكه اگر حاج