سيد محمد كمره اى
153
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
ساعد السلطنه حاكم آنجا شود خوب است . بعد [ من ] تفصيل بروجردىها و ميل آنها به نظام السلطان [ را ] گفته ، [ كه ] خودش هم مسبوق بود . ديدار با رئيس الوزرا بعد بعضى از آقايان آمده ، من بلند شده به دربار آمده به مساعدت آقاى مرآت خدمت آقاى رئيس الوزراء و وزير داخله رفتم . در اطاق انتظار پيغام به وزير داخله . فرمودند پسفردا صبح سهشنبه بيائيد كه آن نوشته داده شود . خيلى تعجب از هوش و صداقت و فكر مملكت بودن آقاى وزير داخله نمودم . بعد پيغام به رئيس الوزراء را عرض نموده كه خدمتشان برسم . اجازه داده ، تنها خدمتشان رسيدم . عرض نمودم كه گرفتارم به تلگرافات بروجردىها نموديد و اين بدبختىهاى جديد را كه توليد دو دسته مبارز ؛ يكى نصرت السلطان اليگودرزى « 1 » و يكى امير همايون با اتحاد ملى كه در تلگرافخانه مدتى است متوقف و متحصن شده از ناحيه شما و وزير داخله شده . بدبخت بروجردىها ، حاكم تقاضا نمودند شما نظام السلطان را حاكم نموديد . بعد كه مطمئن شد [ ند ] حاكم دارند پرده شكوه داشتن از نايب الحكومه را برداشته ، عارض شدند كه نايب الحكومه ما ظالم است . بعد كه معلوم شد نظام السلطان حاكم نيست ، نصرت السلطان بر شرارت و تعديات خود افزوده و با آنها گلاويز شده ، آنها هم به جهت رعايت حفظ صورت دولت ، همه قسم مماشات مىكنند . همينكه مأيوس شدند ناچار علاجى خواهند نمود . بىتوجهى وزير داخله به بروجرد بعد آقاى رئيس الوزراء فرمودند آيا پنج شش روز ديگر ترتيب آنجا درست مىشود ؟ عرض نمودم من چطور اطمينان پيدا نمايم ؟ بعد مخبر السلطنه آمده ، با او هم صحبت نمودم . او همه همين حرفها را با كمال بىاهميتى فرمودند . واقعا نمىتوان به زور چشم را و گوش و هوش را بست كه نفهميد كه آقاى وزير داخله اگر مملكت بروجرد و لرستان را به اندازه يكسر طويله خودش اهميت
--> ( 1 ) . اصل : على گودرزى .