سيد محمد كمره اى

148

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

شما قبيح است . بعد مىگويد مخبر السلطنه هم بد است ، همه وزراء خيانت به مملكت مىكنند ، چه ، چه . . . كه يك‌مرتبه سردار اسعد اوقاتش از فحاشى او فوق العاده تلخ ، او را با تعليمى خودش معلم و مشلق مىكند و امر به نوكرها مىكند كه با پس‌گردنى از خانه خارجش نمايند . بعد حاج ناظم خيلى اوقاتش تلخ شد . من عرض كردم : البته نوش اعيان نيش هم گاهى دارد ؛ من له الغنم ، فعليه العزم . البته از پرتو آن‌ها تحصيل هويت و يقين توسرى هم بايد متحمل شد . ميل امير مفخم به حكومت بروجرد و لرستان بعد آقايان رفته ، من هم مقارن نيم به غروب بيرون آمده منزل امير مفخم رفته ، سپهدار و معتضد الاطباء مدير تنبيه كه ملاقاتشان تاكنون نكرده بودم آنجا بود . نيم ساعتى آنجا نشسته معلوم شد به وزارت جنگ امير مفخم ميل نداشته اما مايل به حكومت بروجرد و لرستان و نهاوند را به ضميمه ، دارد . معلوم شد اصفهان را مىخواستند به سردار جنگ بدهند ، مرتضى قلى خان ضديت كرده و براى خودش مىخواست . بعد براى اسكات طرفين دولت به صمصام تكليف كرده ، صمصام مىگويد دولت لوازم مرا تهيه نمىكند . دولت مىگويد صمصام بهانه‌جويى كه خرج‌تراشى نمايد ، درنظر دارد و به همين جهت وزارت جنگ و حكومت‌هاى جاى ديگر به جهت مبارزه و شهوت داشتن بختيارىها به زمين مانده كه گويا امير مفخم كه قبول وزارت جنگ را ننموده ، سردار محتشم ، برادرش را براى وزارت درنظر گرفته‌اند . بعد نيم از شب بيرون آمده از حجره خلخالى با احمد به‌سمت خانه . درب دكان آقا كربلايى محمد ولى رفته ، اظهار مطالبه آقا شيخ محمد تقى را كه پول حق الوكالة عمل صارم همايون را مىنمايد نموده ، بنده جواب دادم كه صارم نفرستاده و من از خودم ديگر نخواهم داد . بعد آمده ساعت دو و نيم بالاتر به منزل مرآت الممالك رفته تا ساعت چهار مشغول صحبت . مىگفت كه بينش امروز آمده بود چند مطلب اظهار مىكرد . يكى آنكه كمره‌اى و خلخالى با افجه‌اى و پرويز و مميززاده كار مىكنند كه كمره‌اى و خلخالى رابط كميته شوند . مرآت گفت بىاختيار پوف كردم كه فلانى منزه است از اين افتراآت . گفت شما خبر نداريد . من مىدانم خوب كار مىكند كه رابط شود . ديگر آنكه خوب است به آقا [ مستوفى ] و مشار السلطنه سفارش شود كه من به