سيد محمد كمره اى
144
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
خلافهاى امين ماليه شهريار بعد جوانى قدخميده ورود نمود . نمىدانستم مير موسى خان رئيس ماليات مستقيم طهران و پسر مشير السلطان است . بعد صحبت ماليه را پيش كشيدم . از ابو القاسم ميرزا امين ماليه شهريار كه منفصل شده بود صحبت نمود كه قطعنظر از مداخلههايى كه غيرمستقيم نموده سلم خريرا [ سلفخرى را ] از رعايا مىنمود ، جنس دولت را سه جريب به اصطلاح چهار جريب نزد رعايا قرض مىداده و سر خرمن دخل ثلث را داشته و سه خروار گندم و دو هزار و هفتصد و پنجاه هم از اصل صندوق برداشته و دزدى كرده كه موافق قانون ، علاوه بر انفصال ابدى از ماليه بايد جلب به عدليه شود . مىگويد بعد از حكم انفصال او از اطراف مرا تهديد مىنمايند و وسائط تعيين مىنمايند . آقاى مخبر السلطنه او را كانديد شهريار نموده . به او عرض شد كه آدم خوش سابقهاى نيست . مىگويد همينكه امين ماليه شد و كانديدا انتخاب شد با رعايا محض جلب قلوب خوب رفتار مىكند . منجمله از خائنين مير سيد باقر ماليه ، قوم حاج سيد ابو الحسن است . ديگر افخم الملك كه گندم دولت را براى خودش بار به شهر كرده بود بيست و پنج خروار و به تفتيش اداره امنيه كه چه قسم سرقت نمود كشف شد . حال اين آقايان ثلث را از اطراف توسط و به من تهديد مىنمايند و ترجمان الدوله انفصال آنها را رسميت نمىدهد . ساعت قريب به سه از شب بلند شده آمدم درب دكان آقا شيخ حسين گيوه فروش ، سبزىها را كه آنجا گذاشته بودم برداشته ساعت چهار به خانه آمده شام آبگوشت خورده خوابيدم . [ امور روزانه ] چهارشنبه پنجم رجب . - صبح بعد از خواب ، آقا استاد عبد الله آمد اظهار داشت استاد اسماعيل صاحب سرمايه و پول تنزيل است و حسين نزد او استحقاق زياد دارد . بعد استاد اسماعيل آمد اظهار داشت به همه از قرار هرنفر دهشاهى مىدادند ، پنج نفرى هفتهاى يك تومان چرا . گفتم مال شما حسب التصويب است ، چون شما مشغول كسب هستيد . بعد از چايى از خانه بيرون آمده درب دكان آقا ميرزا عباسقلى خان پرسيدم اكبر آقا تلگراف را از وزارت داخله گرفته ؟ گفت خير ، وعده امروز را نموده بودند . بعد رفتم منزل مرآت در بيوتات . بينش آنجا بود . قدرى احوالپرسى و صحبت خيانت ابو القاسم ميرزا [ را ] نمودم كه راست است يا دروغ ؟ گفت قدرى ملايم و